به نام خدا

عرض سلام و ادب خدمت دوست عزیزی که مشغول مطاعه ی این مطلب هستی و احتمالا دنبال راه حلی برای رسیدن به سلامتی، لاغری، سم زدایی، درمان بیماری‌های لاعلاجی مثل سرطان یا دیسک، دیابت، ناراحتی های گوارشی این فایل به دست شما رسیده،سعی میکنم مطالبی مختصر و مفید در مورد راه حلی طبیعی به نام خام گیاه خواری عنوان کنم که برگرفته از تجربه و مطالعات می باشد.قصد شرح یک طرفه ماجرارو ندارم پس هم معایب و هم مزایا.

 

از چه کسی دارید اطلاعات می گیرید؟

من مدت ها بود مشکل اضافه وزن داشتم که در کنار اون دچار بیماری افسردگی و کمبود انرژی شده بودم. برای تناسب اندام راه کار های مختلفی رو ازمایش کردم،از جمله ورزش منظم، رژیم غذایی، آب درمانی ، دمنوش ها که در نهایت تصادفی با عنوان خام گیاه خواری آشنا شدم. اوایل فک میکردم گیاه خوار ها دوستداران حیوانات هستن بخاطر همین گوشت و محصولات جانوری مصرف نمیکنند اما کمی مطالعه نظرم رو بیشتر جلب کرد. جالب بود که پشت این تغذیه طبیعی سلامتی، انرزی بیشتر ، سم زدایی و نیروی بیشتر، طول عمر مطرح می شد. رفته رفته اطلاعاتمو بیشتر کردم و بعد از دوسه ماه تمرین و عادت دادن خودم به مدت نه ماه خام گیاه خوار شدم و جالب تر اینکه دوستان زیادی تو این وادی پیدا کردم. کسانی که زمان های مختلفی این رژیم رو تجربه میکردن، از چند ماه بود تا چند سال!!!تو این مدت تجارب زیادی کسب کردم که میخوام به اشتراک بزارم.

مکانیسم اثر بخشی

به طور خلاصه و مفید با این روش تغذیه بعد از یک روز تغیرات اتفاق می افتن ، تعادل اسمزی بدن اتفاق میفته و شما احساس سبکی و انرژی میکنید و از طرفی جالب هست که خیلی زود بزن شروع به وزن کم کردن میکنه، جالبه که کم خوری اتفاق نمیفته ولی وزن کم میشه !!! طی دو هفته من ده کیلو وزن کم کردم. البته این کاهش وزن وقتی به وزن استانداردتون برسین متوقف میشه .اما اینو هم بگم همش به این آسونی اتفاق نمیفته و کم کم فرایند سم زدایی شروع میشه که نشونه هاش برای افراد مختلف متفاوت هستش شامل، بی حوصلگی،سردرد،احساس سرما، بیخوابی و غییره هستش که زمان اون هم در افراد مختلف متفاوت هست از چند روز تا چند ماه البته شما کل روز درگیر نیستین ممکنه یک ساعت نهایتا ممکنه یک روز بستگی به سموم انباشته شده بدنتون داره. مشکل دیگه ای که هست تو زمان سم زدایی خیلی میل دارین که رژیمتون رو بشکونید یجورایی مثل اعتیاد البته کسایی که چند ماه یا بیشتر از شروعشون گزشته این میل خیلی کم تره براشون.

آیا بدن دچار کمبود میشه؟ علمی هست این روش؟

باید بگم پزشکان و حامیان زیادی داره این روش که فایل هایی هست که توضیح میده اگه گوشت نخورین پروتیین از کجا میاد و یا چیزا دیگه... مفصله و اینجا نمیگنجه توضیحش اما بدونید خرج از کشور توجه بهش بیشتره و دارن کار میکنن حتی بیمارستان خام گیاه خواری داریم!! در ضمن من ازمایش خون میدادم چند وقت یکبار و مشکل خاصی نداشتم

 

چه ایرادی به این روش هست؟؟

من زوس ندارم یه طرفه به قاضی برم . افراد زیادی رو میشناسم با این روش بیماری هاشون از بین رفته و فایل های صوتیش رو دارم اما ایراد اصلی این روش اینه که زمانی که این برنامه تغذیه ای رو کنار میزارین غالبا مشکلاتتون کم کم برمیگرده.

 

برای چه کسانی توصیه میشه؟

سم زدایی بدن باعث طول عمر و جلوگیری از مشکلات هستش پس چه خوبه افراد سالم هم به طور دوره ای و با رعایت اصول مدتی رو خام گیاه خواربشن. اما ضرورت برای کسانی هست که از بیماری های عجیب و غریب رنج می برن و علم پزشکی راه کاری نداره براشون. غالبا چنین افرادی توی خام گیاه خواری حاشیه امنی رو تجربه می کنند.

 

چطور خام گیاه خوار بشیم

من پزشک نیستم و توصیه نمیکنم بدون اموزش و خودسرانه بدون اطلاعات کافی چمنین کاری بکنید ولی تجربیات و نکارت اموزشی مختلف و چنتا دستور غذایی خیلی خوشمزه در کنار تجارب بیماران، دوتا کتاب ، وپاسخ به ابهامات توسط پزشک جمع آوری کردم که در صورت تمایل میتونید پکیج رو خریداری کنید و بلافاصله اطلاعات رو در اختیار داشته باشین.درضمن شماره هایی در اختیارتون قرار میگیره که بتونید به افراد و حتی پزشکان خام گیاه خوار لینک بشن. برای تهیه به این ایدی تلگرام پیام بدید. بوسهبوسه

horsann@

 

 

 

 

 




تاريخ : پنج‌شنبه 17 اسفند 1396
| 02:02 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)
تاريخ : پنج‌شنبه 17 اسفند 1396
| 01:44 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(2)

 

سلام

سلام به همه اونایی که مشکل کمردرد دارند..دیسک دارن...درد دارن...

از کاروزندگی افتادن و ...من اینجا قصدم تبلیغ نیست....خودم بیماربودم

و الان دارم رو به بهبودی پیش میرم.

دیسک کمرم به مرحله حاد رسید...دکترا گفتن باید عمل کنی..من بزرگترین

اشتباه زندگیمو کردم و عمل کردم.

یکی دو ماه خوب بودم ولی مشکلات برگشت و هشت ماه بعد عمل دوباره

زمین گیر شدم نا امید بودم ئیگهانگیزه ای برا دکتر رفتن نداشتم ....

وعضیتم طوری بود صد متر نمیتونستم راه برم بالاخره.... ادرس یه رگ گیرو

پیدا کردم و رفتم مشهد....ایشون یرب کارش ظول کشید بعدش گفت بلند شو

ببین هنوز درد داری یانه باورکردنی نبود....

پاهام میسوخت که به گفته ی خودش رگ هاش باز شده بود و دردها رفته بودن

باور نمیکنه کسی که منو دیدهبود...

از روز بعد صب میرفتم حرم و تا شب بیرون بودم و شب برمیگشتم مسافرخونه

شماره ایشونو میزارم برا همه کسایی که نا امیدن....مخصوصا کسایی که

دیسکشون به پاشون میزنه عالیه

اقای سلیمی

ادرس...قوچان روستایه یزدان اباد سوفلا.....

اونایی که نمیدونن بدونن باید برید مشهد بعدش دوساعت با منزل ایشون فاصله

دارید راستی ایشون هزینهدرمان زیادی نمیگیرن و باهاتون کنار میان زیر صد تومنه.

 

ایشونو دیدید بگید یه دانشجویه دامپزشک معرفیتون کرده و سلام برسونید

09355738423

 .........

درمان دیسک کمر با طب سنتی و تضمینی

با تحقیق در قسمت های مختلف ایران و تجربیات بیماران موفق به اشنایی با حکیم 

بزرگ دیگری شدم.

اقای نوری ماساژ درمان سنتی که در هند دوره دیدن و 68 ساله مقیم زاهدان میباشند

خانومی که دیسک گزدن داشتند و بعد خوردن انواع مسکن ها و داروها دچار مشکل معده

و گوارشی شده بودند با مراجعه به ایشون قرص رو کنار گذاشتن و خیلی راضی هستن.

شماره ایشونو میزارم ....روش اقای نوری ماساژ خاصی به همراه روغن طی چند جلسس.

09155496021

درمان دیسک کمر در طب جدید

چنانچه با درد کمر به پزشک متخصص مراجعه کنید برای اطمینان ام ار ای 

تجویز میکنند و درمان عموما شامل دارو های زیر میباشد.

1-توصیه به استراحت و انجام ندادن کارهایه سنگین

2-تجویز مسکن و ضد درد

3-شل کننده عضلانی ، 

4- شل کننده عصب

5- دارو هایه ترمیم کننده غضروف

 

ایا دیسک درمان میشود؟

با مصرف داروها و استراحت چنانچه دیسک در مرحله خفیف باشد

ممکن است درد برطرف شود ولی در دیسک هایه متوسط به سمت 

وخیم معمولا موثر نیست.

درمان دیسک با اب درمانی

اب درمانی یکی از روش هایه موثر برای درمان و بهبودیست به طوری

که شما به صورت منظم هر روز به استخر رفته و در استخر راه بروید

شنا کردن معمولا مناسب نیست. انجام اب در مانی روزی یک ساعت 

بنا به توصیه متخصص از فیزیوتراپی موثر تر است.

پرسش مستقیم از بیماران دیسکی در استخر و تجربه انها حاکی از موثر 

بودن این روش است.حتی مواردی که توصیه به جراحی دیسک انها شده 

شده بود بهبودی رخ داد.

مکانیسم اثر اب درمانی در دیسک ها

با ورود به اب وزن بدن از روی ستون مهره ها برداشته شده وبا راه رفتن

هم عضلات ناحیه کمر تقویت و هم کاهش فشار موجب بازگشت دیسک 

سرجای اول به مرور زمان میگردد

 

ایا جراحی درمان مناسب دیسک محسوب میشود؟

متخصصین در پاسخ به این سوال اشاره کردند که جراحی به منظور درمان

قطعی توصیه نمیشود بلکه هدف جلو گیری از فلجی و تسکین درد های شدید

میباشد.

این باور که عمل جراحی درمان قطعی است کاملا اشتباه است و با تجربه عمل

خود و صحبت با بیمارانی که اقدام به جراحی کردند نشان داد که جراحی راه اخر

است و غالبا از نتیجه عمل رضایت نداشته و عمل را توصیه نمیکنند.

 

درمان جایگزین جراحی دیسک کمر

در مواردی بیمار تمام توصیه ها و راهکارهارا به کار میگیرد و ضمین گیر شده و بنا

به توصیه تمام پزشکان جراحی راه اخر است.

با چشم بسته و عدم اگاهی عمل نکنید.با پیشرفت علم روش هایه جدید و جایگزین

عمل وجود دارد.

در یکی از این روش با با تزریق زل به کانال نخاعی که سرپایی و بدون نیاز به بیهوشی

است و مکانیزم کوچیک کردن نسبی دیسک طی سه یا چهار هفته بعد از عمل میباشد.

و نتیجه بسیار مناسب تر از عمل جراحیست.

برایه اطلاعات بیشتر درمان دیسک کمر با تزریق دیسکوژل وتزریق  اوزون  را سرچ کنید.

درمان كمردرد با تزریق اوزون

در یك مطالعه جدید نزدیك به دو سوم از بیمارانی كه اوزون به آنها تزریق شده بود اظهار داشتند كه

پس از این تزریق كمردرد آنها كه ناشی از مشكلات دیسك كمر بود، بهبود یافته است.به گزارش

سرویس بهداشت و درمان ایسنا، این مطالعه با حضور ۳۲۷ نفر كه مشكل طولانی مدت كمر درد

را داشتند انجام گرفت. این بیماران با هیچ یك از روشهای دیگر معالجه نشده بودند.

متخصصان دانشگاه فرانكفورت در آلمان تاكید كردند كه این بیماران به دلیل مشكل شدید بیرون زدگی

دیسك كمر با  هیچ روش دیگر بهبود  نیافته بودند  و قرار بود تحت  جراحی های بزرگی قرار بگیرند تا

كمردردآنها تسكین پیدا كند.

بنابر گزارش روزنامه دیلی میل، این متخصصان می گویند: پس از یك نوبت تزریق گاز اوزون ۳۷ درصد از

بیماران گزارش دادند كه حتی ۶ ماه پس از اولین تزریق هنوز هم دچار كمر درد مجدد نشده بودند و درد

آنها تسكین یافته بود.

در یك سوم دیگر از بیماران نیز تعداد دفعات بروز كمر درد كاهش یافته بود و به جای چند نوبت در روز بعد

از تزریق اوزون فقط یك بار در روز دچار درد كمر می شوند. از باقی بیماران ۲۲ درصد هیچ بهبودی نیافتند

ودر هفت درصد درد كمر تشدید شد.

بیماری که تنگی کانال نخاعی داشت و باید عمل میکرد از روش تزریق ژل بهره برده بود

و راضی بود.

 

ایا دیسک ما به مرحله جراحی رسیده است؟

علامت دیسک هایی که به مرحله جراحی رسیده اند عبارت است از درد بسیار شدید

و زمین گیری ، پادرد شدید و غیر قابل تحمل و یا بیحس شدن پا  و عدم توانایی در انجام

امور و زمین گیری

 

 

 

توجه : هدف از ایجاد این پست به هیچ وجه تبلیقات نیست بلکه کمکی به بیمارانی

           درد  اجازه سردرگمی و تجربه به اونهارو نمیده و پزشکان راه عمل رو چاره 

           معرفی میکنند..... از صمیم قلب ارزو میکنم این پست شده یک نفرو از جراحی 

           و عوارض بعد عمل نجات بده....

            اونایی که بهتون گفتن عمل کنید، با رعایت احتیاط کامل از حکیم هایی که 

            شمارشونو گزاشتم بهره بگیرید انشا..جواب بگیرید خدایی نکرده اگه عمل

            اخرین راه بود حداقل تمام راه هارو رفتید.....

            لطفا اگه بی اعتقادید حداقلش تماس بگیرید و صحبت کنید.

            درد دیسک خیلی سخت و غیر قابل تحمله ایشالا همتون خوب بشید، مثل

            من که یبار عمل کردم و نتیجه نگرفتم و بار دوم دیگه زیر بار عمل نرفتم و

            شکر خدا با روش اقای سلیمی درد هامو به فراموشی سپردم.

از همه بازدید کنندگان تقاضا دارم چنانچه تجربه موفقی در درمان دارن در قسمت نظرات

اعلام کنند ...با تشکر

 

در ضمن نکته ای گفتنش ضروری به نظر میرسه طرز برخود با بیمار هستش...

خواسته ها  و کارهایی که ازتون میخواد به هیچ وجه با بی میلی و منت انجام

ندید..دل مریض میشکنه...اون مقصر بیماریش نیست انصاف داشته باشید و 

هواستون جمع باشه 

 

یه فایل صوتی هم هست حجمش 13 مگ که براتون صحبت کردم خیلی مفید هست

حتما دانلود کنید.

دانلود فایل صوتی مشاوره درمان دیسک کمر

 فایل با گوشی ضبط شده باز نشد بریزید روی گوشی 

اینم یه لینک روش درمانی هست با عنوان خام گیاه خواری

معجزه سلامتی و طول عمر با خام گیاه خواری

 

 

درضمن اگه تجربه درمانی دارید میتونید به صورت ویس یا متن برام توی تلگرام بفرستین بزارم اینجا بقیه استفاده کنن ممنون ایدی تلگرامم horsann@

 

یه کانال تو تلگرام ساختم تمام پستاشو بخونید حتما اینم ادرس

nilofarrabi@

 

 

 

 

 

بهترین درمان افسردگی با طب سنتی

حجامت به زبان ساده

فروشگاه معتبر محصولات طب سنتی

 

09383915729

 




تاريخ : پنج‌شنبه 17 اسفند 1396
| 00:17 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)
تاريخ : جمعه 10 آذر 1396
| 09:54 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)

سعی کردم مختصر و مفید توضیح بدم اگه سوالی بود مطرح کنید تا فایل ها

ویرایش بشن...امیدوارم بدرذتون بخوره ...در ضمن اینجا حرفی از نژاد نزدیم 

باشه برا پست های بعدی

دانلود فایل صوتی  اموزشی بره مناسب پروار 

دانلود




تاريخ : پنج‌شنبه 21 مرداد 1395
| 00:48 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)

همانطور که ذکر شد نمیتوان به طور قطع عددی برای میزان سود پروار بندی گوسفند اعلام کرد چون

به عوامل مختلف و گسترده ای دارد. تعجب نکنید دامداری اعلام کند کار بسیار سود اوریست و دیکری

از زیان ان سخن بگوید.

به طور بسیار کلی و منطقی مطالبی عنوان میکنیم که کسی که هیچ سر رشته ای در این زمینه 

ندارد اشنایی مختصری پیدا کند.

متاسفانه بررسی که توی فضای مجازی انجام دادم مطالب عنوان شده اکثرا تعوری و کتابی هستند و

برخی نیز خیلی ایده ال مطالبی را عنوان کرده که فرد نابلد دچار سردرگمی میشود.

 

عوامل موثر در سود و بازدهی گروار بندی گوسفند

1- سن بره ی انتخابی: به طور تجربی بهترین و گربازده ترین سن بره 4 ماهه میباشد.در پست های

اتی مفصل به ان پرداخته خواهد شد

2- خوراک و صد البته درصد موتد تشکیل دهنذه  ی خوراک

3- مسایل بهداشتی و محیطی:حالت شعاری نداره حرفمون نکات کاربردی و تاثیر گداری با تجربه به 

ما ثابت شده

4-جنس بره که نر ارجع هست چراش برا بعد

 

5- نزاد بره : ما بر عکس خیلی از دوستان اهل تعوری که اول به این مورد توجه میکنن اخر توجه میکنیم

اهمیتشو سی درصد میدونیم به شرط رعایت کامل و صد درصدی موارد بالا

 

دوستانی که تجربه ای ندارید و میخواید یاد بگیرید سود و درامد کارو حساب کنید دقت کنید به بقیه 

صحبتا:

موضوع افزایش وزن روزانه گوسفند مطرح میشه  که تو کتاب کمتر از واقعیت عنوان میکنن معمولا و 

توی سایت ها 300 گرم میانگین حساب میکنن برای دوره صد روزه اما تجرببی بهتون میگم میخواین

حساب کتاب کنید رویایی حساب نکنید....

حرفه ای ترین فردی که میشناسم تو ایران و استادی هست که مثل بقیه هیت علمیا فقط سرش تو 

کتاب و مقاله نبود و درگیر کار عملی بود افزایش وزن 370 /رم رو داشت که فوق العاده بود و برای افراد

تازه کار بسیار رویایی خواهد بود و برای افرادی که بیتجربه بودن 200 گرم  و برای افرادی که بیتجربه بودن

وبه حرف ما توجه کردند 270-300 گرم بود.

این ارقامی که بحث شد روی نزاد های ایرانی بود که در اینده معرفی خواهیک کرد. برای یادگیری بهتر 

سعی کردم مختصرو مفید بکیم و همرو یجا نگیم که کیج بشید.تا اینجا یاد گرفتید یه گوسفند خریدید

برا شروع پروار پقد وزنش زیاد بشه تا سود کارو حساب کنید.وزن ایده ال برای شروع گروار بندی

25-30 کیلوگرم هستش و قیمت خرید بره به صورت کیلویی هست که در طول سالتغیر میکنه که بعدا

در مورد ان بحث خواهد شد ولی شما کیلویی 12000تومن در نظر بکیرید در سال95.

بحث در مورد هرینه هارو به بعد موکول میکنیم.

 

 




تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395
| 22:14 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(2)

سلام 

افراد زیادی هستند این روزها در پی یاد گیری کار پرورش سرچ میکنند و با مطالب متفاوتی روبرو میشوند

ما تصمیم گرفتیم این کارو اموزش بدیم...بحث  مد  مد نظر ما  تحت  عنوان  پروار بندی گوسفند هست.

 اولین سوال پیش رو

ایا پروار بندی سود دارد؟ درامد پروار بندی چقد میباشد؟

پروار بندی صرفه اقتصادی دارد؟

شما میتوننید برید سوال کنید از کسانی که این کار و انجام میدهند و با پاسخ های متفاوتی مواحه خواهید 

شد. عده ای خوهند گفت که اصلا درامد نداره.... این افراد همیشه قصد فریب ندارند... انجام هر کاری روش

های مختلفی دارد ...مثال ت وی  سطح شهر ت عداد زیادی مغازه هست ، ایا درامد یکسانی  دارند؟؟؟؟؟؟

توصیه ما این هست به اندازه کافی اطلاعاتتونو بالا ببرید و سپس وارد کاربشید. دز پست های اتی اطلاعات 

بیشتری در اختیارتون میدیم

 

 

منبع : mah114.loxblog.com




تاريخ : چهارشنبه 30 تیر 1395
| 12:51 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)

فصد چیستکلینیک نصر

فصد، باز کردن منفذی کوچک در دیواره رگ بوسیله نیشتر است که باعث خروج اخلاط فاسد بدن با خروج خون می شود.

فضیلت فصد:
فضیلت فصد آن است که هر گاه همه اخلاط(سودا، صفرا، بلغم و دم) به یکبار زیادت گردد، به فصد از هر خلطی چیزی کمتر شود از بهر آنکه مرکب همه اخلاط بدن خون است.

هر زمان همه خلط ها زیاد گردد بوسیله فصد از هر خلطی مقداری کم می ! شود زیرا مرکب همه خلطها خون است بدین جهت گفته اند (فصد استفراغ کلی است)۰ هرگاه همه اخلاط در بدن زیاد گردد هیچ استفراغی بهتر از فصد نیست و بهترین فضیلت است. رگ را گشوده، رنگ خون و قوت بیرون جستن و قوام او را می نگرند تا حالات را می شناسند.

باب اول: در فضیلت و برتری فصد

هر زمان همه خلط ها زیاد گردد بوسیله فصد از هر خلطی مقداری کم می ! شود زیرا مرکب همه خلطها خون است بدین جهت گفته اند (فصد استفراغ کلی است)۰ هرگاه همه اخلاط در بدن زیاد گردد هیچ استفراغی بهتر از فصد نیست و بهترین فضیلت است. رگ را گشوده، رنگ خون و قوت بیرون جستن و قوام او را می نگرند تا حالات را می شناسند.

باب دوم: در فضیلت خون

خون در بدن انسان شش فضیلت بزرگ دارد که هیچ خلطی دارای این منفعت نیست.

•  غذای راستین، خون است که مدد پرورش تن و بازسازی بدن است که در صورت تحلیل .خون بوجود می آید

•  بدن حرارت طبیعی خود را از خون می گیرد، این به جز حرارت غریزی است که از دل بر .می آید

•  اگرچه قوام دل و حرارت غریزی از خون نیست ولی ترکیب حرارت غریزی و قوت و نیروی حیوانی از خون است که هرگاه خون بیرون ریخته زیاد باشد نبض ضعیف می شود و .سقوط نیرو باعث غش کردن می گردد

•  دل معدن حرارت غریزی است و حرکت او پیوسته است و به سبب پیوستگی حرکت تحلیل وی زیاد است و به علت بسیاری تحلیل از سایر اندامها نیازمندتر است، به همین جهت رگی بزرگ از جگر (فوق کبدی) به آن پیوسته است و خون ترکیب نیروی حیوانی و دل، در شریانها روان می گردد و قوت حیوانی در صورت صحت آن به همه تن می‌رسد و هرگاه خون از همه .شریانها بیرون رود نیروی حیوانی تلف و حیوان هلاک می شود

•  خون نیرو را به اندامها می رساند و گرما می دهد و آنها را تری و لطافت می بخشد تا همه .حرکات به آسانی انجام شود

•  خون، پوست مردم را رنگین و تازه و با رونق نگاه می دارد گاهی پیشینیان به همین دلیل .خون گرفتن را به هیچ حال روا نمی داشتند که در این رای به خطا بودند

منفعت خون به دو شرط است، اول آنکه مقدار آن کافی باشد و دوم کیفیت خون استکه از لحاظ .غلظت و رقیق بودن است وباید متناسب بدن باشد در غیر این دو صورت سبب بیماری ها است برخی گفته اند با کمتر شدن یا گرفتن غذا نیروی صرف شده برای تغذیه کم می گردد و خون به اعتدال می رسد ولی این تدبیر و اندیشه کافی نیست به خاطر اینکه مدت زیادی لازم است تا این تدبیر انجام گیرد: در حالی که خون از طرق دیگر مانند خون دماغ و حیض واجب است خارج .گردد

:خون را به این معنی جهت سه منظور می گیرندطب کل نگر

اول آنکه خون بد کمتر شود

دوم آنکه مقدار خون کم گردد

سوم آنکه جهت خون به طرفی دیگر میل کند

بیماریهائی چون عرق النسا (کمردرد یا سیاتالژی)، نقرس، درد مفاصل، سردرد، گلودرد خونی، درد چشم، التهاب احشاء، بواسیر و قطع زود هنگام قاعدگی را با زدن رگی که خون به آن میل .کرده است می توان درمان کرد

باب سوم: سبب هائی که تاخیر فصد را واجب می کند

در بیماریهای یاد شده اگر خون زیاد باشد پیش از حرکت فصد روا است اما هنگامی که پس از حرکت خون در اوایل گرفته شود خلطهای بد و خام درون بدن را به حرکت و جوشش در می آورد و این خلطها با خون در رگ ها مانده و جاری می شود و مضرات آن فراوان است.

در امتلاء با علامت خونی نباید در فصد شتاب کرد زیرا هر پری فصد را واجب نمی کند و چه بسا که امتلاء از خلط دیگر و هنوز خام است که در این صورت قوت را از بین می برد و بیماری طولانی و منجر به مرگ می شود در بیماریهای مزمن ابتدا اگر به شربت و تدبیر درمانی تسکین ممکن باشد باید اقدام کرد و اگر ممکن نبود باید فصد کرد ولی مقدار خونگیری .باید کم باشد تاقوت ضعیف نشود

همچنین اگر در زمستان نیاز به فصد گردد و تاخیر شود تکسری به وجود می آید که باید فصد کرد ولی خون اندکی باید خارج کرد. حایض و آبستن را نباید فصد کرد مگر ضرورتی بزرگ .(باشد که فصد واجب می گردد (اکلامپسی

اگر در بدن خلط صفراوی شدید باشد ابتدا با مسهل لطیف صفرا یا قی صفرا را کمتر باید کرد یا تسکین داد سپس فصد کرد و یا به تدبیرهای لطیف کننده در خلطهای غلیظ اقدام کرد، مانند .گرمابه، ریاضت(روزه داری) و سکنجبین که با زوفا پخته شده باشد

باب چهارم: در بیان اصولی که در حال فصد باید به آن توجه کرد

برای فصد به سالهای عمر، مزاج، فصل، حال و هوای شهر، چاقی و لاغری، قوت فم معده باید توجه داشت در این حال طبیب باید بگوید کدام رگ را باید زد چه مقدار و تا چه زمانی خون .گرفت زیرا فصد هم در صحت و سلامت نافع است و هم در علاج بیماری قوی است

ممکن است محل فصد درد کند و جراحت آن دیر بسته شود در بسیاری از مواقع سبب فصد طبع خشک است. در انواع قولنج ها به فصد حاجتی نیست (مگر در موارد التهاب و سرطان رود) در فصد به رنگ خون باید نگاه کرد اگر به سپیدی زد در همان لحظه باید رگ را بست و همیشه .باید کوشید که فصد سبب حرکت صفرا و غلیظی و خامی خلط نگردد

باب پنجم: نشانه های فراوانی خون بدن

نشانه های فراوانی خون هفت نوع است

•  سرخی رنگ صورت

•  دمیدگی و پری (طول، عرض، ارتفاع) رگها

•  غلیظی نبض

•  حس سنگینی و ماندگی، درون تمام بدن و اندامها

•  احساس حرارتی خوش درون تمام اعضاء

•  سستی و دشواری حرکت

•  آروزی میل به غذا با احساس گرسنگی

هرگاه از این نشانه ها داخل عضوی باشد نشانی که خاصه آن عضو است پدید می آید و خون بدان عضو میل می کند، چنانکه در سر حرکت شریان ها قوی و ضربان در سر پدید می آید .اگربه جانب کبد میل نماید باعث سوزش در جگر می شود

 

معده با احساس گرسنگی و تغییر مزاج و در طحال با تظاهرات اختصاصی و سوزش آن همراه است. علائم کلی دیگری شامل سرگیجه، خارش چشم وصورت، شیرینی طعم دهان و خنده های .بی سبب در غلبه خون وجود دارد

باب ششم: نشانه های تباه شدن خون در بدن

نشانه های فساد خون سه چیز است

آن که رنگ صورت بیمار تغییر کند:یکی

دوم: نبض قوی گردد؛

.سوم: حس درد و ناخوشایندی پدید آید

پس هرگاه خون فاسد شد، رنگ صورت بیشتر مواقع به سرخی متمایل می‌گردد و زمانی که بعلت بلغم باشد رنگ صورت به سپیدی و اگر سودا باشد به تیرگی و سیاهی می گراید و اگر از جهت تیزی حرارت صفرا باشد به زردی می‌گراید. اگر در خون فساد ایجاد شود. اگر دست به هر عضوی بزنند درد می‌کند، گاهی بعضی نواحی خاص مانند محل زخم درد می کند و اگر مدتی بگذرد و استفراغی نکند (فصد یا حجامت ننماید) به تب مبتلا می شود که جوش‌ها و طاعون بد به وجود می آید و اگرنیرو تدارک نشودازبین میرود. بالاخره بخار فاسد کننده خون به .دل می رسد و بیمار را هلاک می نماید

باب هفتم: حالات خون پس از گرفتن

پس از گرفتن خون چهار موضوع را باید جستجو کرد

•  رنگ

•  قوام

•  بوی آن

•  آنکه خون را در ظرفی پوشش دار قرار داده و بعد از یکساعت به آن گاه می کنند. اگر خون .خوشبو دارای قوام معتدل و رنگ آن طبیعی باشد سالم است

خون صفراوی رقیق تر از معتدل و از سرخی به زردی مایل می شود و بسیار گرم و بوی آن .تیز و شدید است ودیر لخته می گردد و طعم تلخ دارد

خون بلغمی به محض خروج رقیق و کمتر گرم است. زود غلیظ و لخته می شود و بوی ضعیف دارد اما اگر عفونی باشد، بوی بد و ناخوشی می دهد و بعد از یکساعت آبی رقیق بر روی آن ظاهر می شود. خون سودائی غلیظ و سیاه و بوی بد دارد و بوی ترشی می دهد و زود لخته می شود. اگر مقداری آب در آن بریزند و تکان بدهند رشته رشته می شود (چون لیف) و از آن آبی کبود جدا می شود. هرگاه این سه نوع خون سوخته شود قوام یافته و غلیظ می گردد و بوی .ناخوشایند می دهد

باب هشتم: عوامل فساد خون

بر سه نوعند

• . تدبیرهای بد در غذاهای گرم و چیزهای تند و تیز و شراب کهنه و آنچه مانند آن است

•  .گرمی مزاج دل و جگر به خصوص در سال های جوانی وفصل تابستان

• . فساد به علت تغییر نظام فصل های سال و بادها و باران ها و غبارهای فراوان

باب نهم: خون در هر مزاج و سال عمر

مزاج سودائی و خشک خون آن تیره و مزاج های مرطوب و سرد و ترسرخی خون آنها کمتر است. رطوبت خون را غلیظ می کند. مزاج صفراوی رقیق تر است. اما در کودکان خون رقیق و ضعیف و در جوانان غلیظ و سرخ و خون میان سالان به سیاهی می گراید و غلیظ می باشد و .خون پیران رقیق و ضعیف (کمرنگ) است

باب دهم: موارد فصد

کسی که رگ های او فراخ تر و آشکارتر و رنگ بدن او به سرخی یا سیاهی می . گراید و گوشت فراوان و ماهیچه قوی داشته باشد می تواند فصد کند، مخصوصاً در سال های جوانی و میان سالی و کسانیکه شیرینی و شراب بیشتر می خورند و جوش و کورک در بدن دارند می .توانند فصد کنند، اما کودک تا چهارده سالگی به خاطر گرمی و تری اندام ها نمی تواند فصد کند

حال عمومی و هیات چهارده سالگی راباید نگریست اگر صفراوی و لاغر وبسیار مرطوب باشد فصد نباید کرد و پیران (بالاتر از هفتادسال) را نیز نباید فصد کرد ولی عده ای از پیشینیان پس .از هفتادسالگی را هم فصد نموده اند که نیرو پیدا کرده اند و این عمل هر ساله انجام شده است

کسانی که معده و جگر ضعیف دارندو طعام را به دشواری هضم می کنند و دارای طبع ظریف و قوت کم و خطر بیمارهای سر دارند فصد در آن مضر است و در آنانکه رگ های مرطوب و .نرم دارند باید احتیاط کامل نمود

باب یازدهم: علل لازم برای فصد و میزان خون گرفتن تا حدی که غش کند

در برخی از بیماریها که اجازه نمی دهد مانند خناق (گلودرد موجب خفگی) و خون دماغ شدید و برخی از انواع جنون و در تب های سوزنده و دردهای سخت که غلبه خون وجود دارد واجب است.در خون بیرون کردن تا آنجا که غش پدید آید در ا بایدبه قوت اطمینان داشت، اگر نیرو .ضعیف باشد غش منجر به مرگ می شود

باب دوازدهم: چگونه در زمان فصد باید قدرت بیمار را حفظ کرد و خون چه مقدار باید گرفته شود

.باید اعتماد به حال، دل و نیروی بیمار داشت که حال هر یک را می توان از نبض درک نمود در زمان فصد طبیب نبض را می گیرد و هرگاه اثر ضعف در آن دید رگ را می بندد و رنگ .آن به روشنی رسید و قدرت (جهیدن) کاهش یافت گرفتن خون را قطع می کنند

اگر دلیل فصد فاسد شدن خون باشد به رنگ و قوام آن نگاه نمی شود بلکه به نبض توجه می گردد و هرگاه نبض ضعیف شود باید در آن زمان رگ بسته شود گرچه به مقدار نیاز خون .بیرون نیامده باشد

هنگامی که سبب فصد فراوانی خون باشد تا با قوت بیرون آمدن خون نباید آن را بست مگر آنکه

در نبض ضعف پدید آید. جالینوس می گوید: اگر سبب آماس باشد و رگ مربوطه به آن عضو :باشد بهتر است خون فصدتاروشنی ادامه یابد زیرا باقی ماندن خون غیرطبیعی است. بقراط گوید در بیماری خون رگ با سلیق را تا روشن شدن خون سوخته تخلیه می کنند و به دو علت آن را .می بندند یکی به واسطه ضعف و دیگری به علت آماس که خون دیر به رنگ اصلی برمیگردد

جالینوس در پایان گوید: مقدار گرفتن و خارج کردن خون را در هیچ بیماری نمی توان (دقیقاً) .معین کرد و آن با مشاهده طبیب در حال فصد صورت می‌گیرد

باب سیزدهم: نیروی مردم ضعیف را چگونه می توان حفظ کرد تا غش نکنند

در چهار دسته ضعف بسیار رخ می دهد

• . افراد با طبع بسیار گرم و لاغر که در معده ی آنها صفرا تولید می شود

•  .آنان که دارای گوشت لطیف و مسام (منافذ) گشاده هستند

•  .آن ها که حس دهانه معده ایشان قوی است

•  کسانی که دهانه ی معده ایشان ضعیف است که در حال خون دادن کمتر غش رخ می دهد و .معمولاً بعد از اتمام فصد رخ می دهد

قی کردن پیش از فصد از غش جلوگیری می کند و در حال غش هم سودمند است و آن را برطرف می کند. بهمین دلیل در حال فصد از مشک و پرمرغ یا چیزی که به وسیله آن بتوان تهوع ایجاد کرد باید حاضر نمود و هر کس را بخواهند از غش نگهدارند از شراب انار ترش .شربتی می دهند 

باب چهاردم: در بیان مواردی که فصد نباید کرد

علت هائی که مانع از فصد می شود بیست و یک است

۱- تب ۲- رقیق بودن خون و مزاج گرمائی شدید و خشک

۳- لرزش در اثر سرمای شدید ۴- مزاج خیلی سرد

۵- شهرهای سردسیر ۶- دردهای شدید

۷- حمام ۸- بعداز مقاربت

۹- کودکی و نارسیدگی ۱۰- پیری

۱۱- لاغری مفرط ۱۲- چاقی مفرط

۱۳- نازکی گوشت و گشاده بودن منافذ و مجاری پوست

۱۴- سفیدی پوست بدن و گوشت بسیار نرم داشتن

۱۵- زردی صورت و گونه و کم خونی

۱۶- بیماری طولانی

۱۷- گرسنگی و خالی بودن معده

۱۸- آروغ و نفخ و پری معده از طعام

۱۹- حساس بودن زیاد دهانه ی معده

۲۰- ضعیف بودن دهانه معده

۲۱- تولید صفرا در داخل معده

.در مورد تب ملایم و ابتدای آن این مطالب صادق نیست

فصد را در سه مورد بهیچ وجه نمی توان انجام داد

۱-آنکه بهنگام فصد بیمار در حال تب باشد و اخلاط در حرکت باشد که شوریده و با فصد .حرکت آن بیشتر و در نتیجه ضررهای آن زیادتر می گردد

۲- آکمی رطوبت، سبب قوت صفرا می شود که با فصد آن مقدار رطوبت از بین رفته صفرا .قوی تر می گردد

.مقدار خون که مایه قوت است با فصد کاملاً خارج شود و نیرو تحلیل رود

تب یا از غیر عفونت است و یا ازعفونت که آن نیز بر دو نوع است یا سبب زردی و فرورفتگی صورت می گردد که فصد نباید کرد یا سبب قوام و رنگی سرخ است و نبض هم بزرگ و .صورت بیمار عادی است که در این صورت فصد جایز میباشد

اما سبب بازداشتن لرزش به دو دلیل است یکی به خاطر سرما که خلطی خام و بلغمی می باشد و خون در بدن نیاز است که با سرما مقابله کند و دوم به خاطر صفرا است که خون در بدن .سرد کمتر تولید می شود و در نتیجه به خون داخل خودش نیازمند است

دلیل فصد نکردن در شهرهای سرد به خاطر این است که خون باید در بدن باقی باشد تا اندام ها .گرم نگهداشته شود

دلیل گرما برای آن است که حمام اخلاط را می گذارد و منافذ و مجاری را باز می کند و به خاطر بازشدن آن ها عرق، بسیار می شود وبدن تحلیل می رود و فصد خطا است ولی اگر فصل .زمستان باشد قبل از فصد داخل گرما رفته و قبل از آنکه عرق کنند فصد نیکو است

علت منع فصد در پیری به خاطر آن است که در پیری خون کمتر تولید می . شود و رطوبت .جدید بیشتر تولید می گردد و به همین خاطر فصد زیان دارد

در مردم لاغر به خاطر اینکه حرارتشان بیشتر گرم و صفراوی است با غلبه صفرا خون را با احتیاط باید خارج کرد. در مردم خیلی چاق به خاطر اینکه مزاجشان به سردی گرایش دارد و رطوبت زیاد است وهمچنین سفیدی پوست و در کسانی که حساسیت و ضعف زیاد معده دارند .فصد در این حالت ها سبب غش می گردد

علامت حساسیت معده ناراحتی در هنگام خوردن تندی ها است و علامت ضعف دهانه معده .اشتهای کم و درد می باشد. علامت صفرا در معده تلخی دهان است

باب پانزدهم: فایده دو یا چندبار فصد کردن

هدف از فصد دو کاراست

•  مقداری خون از تمام بدن یا از عضوی میکاهد بعلت آنکه خون تنها یا با ماده ای به سمت عضوی تمایل پیدا کرده که با فصد به جانب مخالف هدایت می شود. زمانی که خون مرکب همه خلط ها بیرون آمد طبیب می . تواند بعد از بستن یکساعت صبر کند تا بدن کوشش لازم خود را در باقی خلط به جای آورد و آن ها را از موضع خود جدا کند و در موضع فصد جمع کند تا خلط زودتر و بیشتر دفع شود و خون پاکیزه‌تر گردد و با روشن تر گشتن آن بدن پاک . تر می .گردد

جالینوس گوید هرگاه مقصود از فصد بازگردانیدن خلطی از جانبی به سوئی دیگر باشد هرچند .خون را به دفعات بیشتر بیرون می کنند هدف کامل . تری حاصل می شود

• . آنکه نیرو در مکان خود باقی می ماند و ضعف تولید نمی کند

در مقدار خارج کردن خون، جالینوس می گوید: اگر در دفعه اول بیشتر و بار دوم کمتر خون بگیرند سبب غش نمی گرددو فاصله ی آن دو در افراد قوی یک ساعت و گرنه مقدار ضعف .مدت را بیشتر می نمایند و میان آن ها شربت نوشیده شود

اگر منظور از فصد بازگرداندن ماده باشد کمترین مدت و زمان فاصله یک روز باید باشد در صورتی که فصد در همان روز باشد رگ زدن مایل انجام می‌گیرد اگر یک ساعت یا زودتر باید عرضی بزنند و اگر در روز بعد نیاز به فصد باشد از طول انجام می گیرد.چون سر رگ زودتر بسته می شود با روغن زیتون و کمی نمک آغشته نمود و بهتر این است که سر تیغ را آغشته به .روغن نمایند تا رگ دیرتر بسته شود و درد کمتر باشد

نباید در میان دو فصد خوابید زیرا خواب سبب بازگشت ماده به داخل می‌گردد و منفعت فصد دوم باطل می گردد. هر گاه خون به فاصله متعدد گرفته می‌شود و رگ قوی است سر رگ را باید .گشاد باز کرد

« اگر سر رگ ملتهب است باید بهتر بزنند. رگ باسلیق ( Basilic ) اگر باد کند آن را دفعه دوم نمی توان باز کرد و باید آن را با گلاب و اندکی سرکه تر کرد و بست و رگ دیگری را از جانب دیگر باید زد.»

باب شانزدهم: هرگاه خون به جانبی میل کرد چگونه می توان آن را برگرداند

هرگاه بخواهند خون را از جانبی که به آن میل پیدا کرده به جانب مخالف هدایت کنند به دو :طریق ممکن است

•  آن را به سمتی هدایت کنند که برابر آن سمت باشد یا عضوی برابر آن عضو باشد، مثلاً: اگر خون به جانب پس سر میل کند رگ پیشانی را بزنند و اگر به جلو سر میل کند پشت سر و گردن را حجامت کنند و اگر به دست راست میل کند دست چپ را فصد کنند و به عضوی هدایت کنند که فراسوی آن در بالا پایین تر باشد. مانند خونریزی از بینی که حجامت سر کنند و در .تفریط حیض (متروراژی و منوراژی) پایین پستان ها را حجامت کنند

در راستای عضو نیز چنان است مثلاً: اگر خون از بینی راست بیاید حجامت را در جانب راست می کنند و اگر چشم راست درد کند یا گلو درد (آنژین یا دیفتری) در سمت راست باشد بادکش در پهلوی راست گذارند و اگر رگ بزنند از دست راست انجام دهند. به خاطر بیماریهای جگر باسلیق راست را فصد کنند (شکل ۱) و به خاطر بیماری طحال اسیلم چپ را زنند (شکل۲) و هرگاه خون به تمام جهت میل کرد و مستقر شد باید رگی را بزنند که نزدیک به آن عضو باشد و منسوب به آن باشد و خون بیشتری از آن بیاید و ماده هم اگر به سمتی میل کرد باید از همان .سمت و عضو برابر درد را تسکین داد و سپس مشغول بازگرداندن ماده شد

باب هفدهم: در اندیشه تدابیر اصلاحی برای رگ زدن

در طبع گرمایی باید تابستان را انتخاب کرد و در روزی که هوا مناسب باشد

در ساعات دومین و نخستین با آرامش قبل و پس از رگ زدن فصد باید صورت گیرد

در روز قبل و بعد از فصد باید طعام کمتر و سبک تر میل شود و چیزی بخورند که صفرا فروکش نماید. مانند: سوپ، مرغ و یا تخم مرغ برشته (بعد از حجامت و فصد

پس از قی کردن و اسهال و مقاربت و بی خوابی و رنج و ناگواری و ضمن خونریزی و .(هرکاری که بدن را گرم کند و سبب آن تحلیل بدن باشد فصد نباید کرد

پس از فصد یک ساعت به پشت استراحت کنند ولی نباید زیاد بخوابند که خوابیدن زیاد سبب .شکستن و سستی اندام ها است. در خوردن شراب باید احتیاط نماید

زخم جراحت رگ را نیکو باید بست و زمان خواب نیز کسی متوجه او باشد

در افراد مست خون باز شود و ضعف و ترس هلاک شدن وجود دارد

هرگاه کسی بعد از فصد به غش و ضعف افتد باید از آبگوشت و نوشیدن خوش بوی صاف شده .استفاده نماید و به وسیله ی عطرهای خوش و مرغ بریان پذیرایی کنند تا بوی آن به مشام رسد

گروهی گفته اند بوی بنفشه در حال ضعف و غش زیان آور است. (این موضع مورد تامل است). افراد مرطوب را بهتر است قبل از فصد یکی دوساعت ورزش داد تا حرارت آن ها .افزوده و اخلاط ور طوبات افزایش گردد

باب هجدهم: در بیان شناخت رگ ها که در چه بیماری ها و زمانی باید زده شود

جالینوس گوید در فصد اعتماد به روز بیماری ها نباید کرد چون عده ای می گویند دورترین .زمان روز سوم است برخی می گویند روز چهارم و برخی شدت بیماری را در نظر می گیرند .ولی بیشترین نظریه ها به قطع تب و قوت در آخر بیماری اشاره کرده اند

در موارد منعی نیز که قبلاً کفتیم نمی توان فصد کرد مگر آنکه بر طبیب مسلم شود که تاخیر جایز نیست. مانند تنگ نفس شدید، طپش قلب و گلودرد چرکی که رگ ها برجسته می شود و سکته که رنگ صورت سرخ و سیاه میگردد یا خونریزی شدیداست و زمانی که مهلتی وجود .ندارد

.ساعت دوم و سوم ایام سلطنت خون است و بهترین ساعت فصد می باشد

پس از خوردن صبحانه و آن گاه که میل به عضوی می نماید و از نظر فصل بهار نیکوترین است، مخصوصاً کسانی که دچار بیماری های خونی بسیاری می شوند، که در اول بهار و میان فصل خزان فصد کردن واجب می باشد، به خاطر آن که ضمانت تندرستی را می کند (قصد پیشگیری) بنابراین رگ زدن و فصد نمودن شخص دارای مزاج مرطوب در آخر بهار و در معتدل میان بهار و اشخاص گرمایی در آغاز بهار و در عرق النساء (کمردرد یا سیاتالژی) در .حزیران زمانی که خورشید در برج سرطان است

باب نوزدهم: در بیان ضررهای حاصل از دفع زیاد خون

اختلال مزاج در اثر دفع خون از قبیل شهوت طعام و استسقاء (ادم) و همچنین پیری زود رس ایجاد میگردد معده و جگر تضعیف می شود و قوت ها تحلیل می رود که نخست نیروی حیوانی و بعد قوت طبیعی ضعیف می گردد و سپس موجب تولید خلط های بد و رطوبت خام در بدن می گردد. به علاوه ترس، لرزش، سکته و فلج می باشد که برای جبران ضعف نیروها از آبگوشت .می توان استفاده کرد و مشک و عطر تجویز میگردد

هرگاه خون سودائی شود به فصد کردن نیاز است که در اثر فصد آسایش و آرامش زیاد پیدا می .شود. ولی اگر در حال بیماری باشد خطر بیماریهای دیگر بسیار سخت است

زمانی که فصد سبب حرکت خلط‌های بدن شود نیاز به فصدهای متواتر است و باید توجه نمود که .در بدن کدام خلط بیشتر است در این صورت بدن را به مسهل آن خلط پاک باید کرد

باب بیستم: در بیان ضررهای حاصل از خارج نکردن خون هنگام نیاز

در صورت، تولید جوش و کورک و زخم های بزرگ، تب های مداوم، سردرد شدید (جلوی (سر)، مننژیت و در اعضا دیگر (آبله) طاعون، سرسام، سکته و هموپتزی(بالا آوردن خون

.جذام( سرطان )مرگ است

باب بیست‌و یکم: در بیان شناخت رگ‌ها و شریان‌ها که باید بگشایند و ببرند و داغ کنند

سیاهرگ‌ها و شریان‌هایی که باید بزنند چهل و هشت تا است. دوازده رگ در دو دست می‌باشد که اصل آن دو رگ است یکی قیفال (سفالیک)،‌دیگری باسلیق(بازیلیک) شکل و ده رگ دیگر مرکب از شاخه‌های این دو رگ اصلی است. که از کبد آمده‌اند. قیفال از قلب دورتر و باسلیق در وسط‌تر و از جگر می‌آید و قبل از دست به دو رگ تقسیم می‌شود و شاخه‌ی بزرگتر آن به دست و کوچکتر آن به سر می‌رود و به مغز رفته و چون می‌آید در کتف و سینه پراکنده می‌شود و به همین خاطر فصد باسلیق علت‌های جگر و طحال (سپرز) و شش و علت حجاب (پریتوان جداری) مانند ذات الجنب و ترشح مایع در آن و همه دردهای لگن و زانو و ساق و قدم (پا) را .استفاده می‌دهد

باسلیق به این خاطر گفته می‌شود که در لغت یونانی به پادشاه بزرگ گویند چون رگ بزرگی است که به اندام‌های شریف وابستگی دارد. در دست باسلیق ابطی (شکل۲) نزدیک به بغل (ابط به .تازی یعنی بغل) و باسیلق مادیان (شکل۲) رگ دیگر آن است

رگ قیفال از جگر به سوی بالا آمده است تا به چنبر گردن و از آنجا به دو بخش و باز هر بخش به دو قسمت دیگر تقسیم می‌گردد که یکی کوچکتر و دیگری بزرگ‌تر ند و هر کدام به جانبی از گردن و به سر و لب و به مغز می‌رود که مانند باسلیق چون فرش در حجاب‌های مغز پراکنده می‌شود. سپس پایین آمده و در برخی مخفی‌تر است که به خاطر پوشیده شدن در زیر .عضله است

خون‌گیری از محل ورید‌ها که محل ورود گازکربنیک ( Co 2 ) و محل ریخته شدن اصلی مجاری لنفاتیک می‌باشد، به طور مکرر بر حسب بیماری مختلف عنوان شده است و چه نیکو است که مراکز خون بر حسب سابقه‌ی بیماری یا بیماری فعلی این نکته را رعایت نمایند که از .وریدهای خاصی برای تامین خون، فصد انجام شود

مثلاً: ورید وداج ( Jugular )(شکل) دردهای قفسه سینه، تنگی نفس، گرفتگی صدا، ذات الریه، بیماریهای طحال- مراحل اولیه جذام، بیماری‌های پوستی، مثلاً: اگزما، لک و پیس و سرطان را .درمان می‌نماید

                             

 

وریدهای زیر زبان‌( Ranin Vein ) برای آفتهای دهان و اطراف لوزه‌ها، های .زبان کوچک و دهان، سنگینی زبان، گلودرد، لنفادنوپاتی گردن موثر می‌باشد

فصد ورید‌های گوشه داخل چشم ( Angular Vein ) برای دردهای چشم، التهاب، بیماریهای صورت، هیرسوتیسم، بلفاریت، شب‌کوری، سردرد و موی داخل چشم استفاده می‌شود                                 

خونگیری از ورید زیر عنفقه یا زیر لب ( Inf.Lab ) برای بوی بد دهان موثر است

خونگیری از ورید بازیلیک (باسلیق) در بیماریهای زیر حلق و گردن و نواحی سینه و شکم مثل .کبد، طحال، ریه، پلور، پنومونی و همه‌ دردهای سرین، زانو، ساق پا و کف موثر است

خونگیری از سفالیک (قیفال) در بیماریهای سر، چشم،بینی و کام، بیماریهای دهان، دندان و لب .موثر است

                              
ورید اکحل ( Median Cubital ) که خون را از اندام فوقانی و تحتانی می‌کشد، تورم این نواحی .(را کاهش می‌دهد و خون فاسد تمام بدن را تخلیه می‌کند

   ورید متاکارپال دورسال (اسیلم) پنومونی پلوریت درد مقعد و بواسیر را .کاهش می‌دهد

در دست راست بیشتر برای بیماریهای کبدی و در دست چپ برای طحال و کچلی و خارش سود .دارد

                                
ورید (حبل الذارع)( Accesory cephalik ) برای بیماریهای سر، چشم، کام، دهان، دندان و لب (.موثر است

خون دادن از وریدهای اندام تحتانی صافن

در بیماریهای اندام تحتانی و پایین تنه مثل: دردهای رحمی، بند آمدن عادت ماهیانه، (آمنوره) بیماریهای کلیه، خارش دستگاه تناسلی مردانه،‌ زخمهای مزمن‌ ران و ساق موثر است.

                                      

ورید ( int. sapf ) مابض در درد احشاء و پشت، عقب افتادن عادت ماهانه، دردهای رحمی،‌مقعد و در بواسیر، بیماریها و دردهای کلیه، التهاب مزمن کلیه و مثانه موثر است رگ عرق‌النساء در سیاتالژی و کشاله ران موثر است.

از نظر پزشکی جدید عبارتست از باز کردن مصنوعی یکی از سیاهرگها به منظور گرفتن خون تجویز فصد در مواردی مانند: ادم ریوی، پولی سیتمی ورا، اورمی‌های تهدید کننده، اکلامپسی، فلج ناگهانی حاصله از خونریزی مغزی (ناآرامی‌های شدید و تحریک‌پذیری، سردردهای شدید، اختلالات گفتاری، تشدید رفلکس‌ها)، همچنین در پلتوراPlethora (غلبه‌ی مزاج، پرخونی و .چاقی مفرط) و آسم قلبی توصیه می‌شود

در مواردی که ضرورت انجام خون گیری تایید شده باشد، می‌توان با توجه به موقعیت شخص .بیمار، به مقدار ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سانتی‌متر مکعب، خون از شخص مورد نظر گرفت

در طب سنتی، خون گرفتن، یکی از پایه‌های درمانی بسیاری از بیماری‌ها بوده و درباره‌ی موارد استفاده از این کار، ‌ممنوعیت، تدابیر و احتیاطات، بطور پراکنده مطالبی بیان شده که نظر ابن‌سینا در این مورد بسیار جالب و ارزنده است و از همین‌رو چکیده‌ای از سخنان او را در :اینجا نقل می‌کنیم

۱- اندیکاسیون‌های رگ زدن: ( مواردی که رگ زدن بیمار سودمند است)

الف: برای کاهش مقدار خون افرادی که دچار پرخونی هستند

ب: برای کاهش کیفیت خون بیمارانی که خون آن‌ها غیرطبیعی است و درمانی بجز خونروی .ندارند، مانند: ابتلاء نقرس خونی که باید از نزدیکترین رگ به عضو مبتلا خون گرفته شود

ج: برای جمع شدن هر دو علت فوق در یک بیمار

کنترا اندیکاسیون‌های رگ زدن: (مواردی که رگ زدن ممنوع است)

الف: دوران حاملگی و عادت ماهیانه

ب: دوره‌ی پیشرفت بیماری‌ها، برای اینکه قدرت بیمار در مقابله با دوران بحرانی بیماری محفوظ بماند، همچنین در اغلب بیماری‌های تب‌دار که همراه یا بدون تشنج هستند و در بیمارانی .که از دردهای بسیار شدید رنج می‌برند

د: طبیب بایستی در تمام مدت خونروی، مراقب نبض بیمار باشد و به مجرد آنکه نبض ضعیف .شد یا بیمار دچار رنگ‌ پریدگی و یا خمیازه شد، رگ را ببندد و خونروی را متوقف کند

هـ: مقدار خونروی برای همه‌ی افراد یکسان نیست و به وضع بدنی شخص بستگی دارد

و: نباید به دنبال خونروی مبادرت به ورزش و فعالیت‌های سنگین بدنی کرد بلکه باید مدتی در .بستر استراحت نمود

ز: افرادی که مدتی دچار بیماری بوده‌اند و ناچار به رگ زدن آنها هستیم، در اولین وهله‌ی خونروی باید دقت کنیم اگر خون رقیق خارج شد فوراً‌ رگ را ببندیم ولی اگر خون غلیظ و کدر .مایل به سیاه رنگ و گرم خارج شد، می‌توان خرنروی را ادامه داد

ح: در مواردی که کیفیت خون غیرطبیعی باشد و ناچار به رگ زدن هستیم باید مقدار اندکی خون از بیمار گرفته سپس رژیم غذایی بسیار خوبی برای وی به کارگیریم و پس از مدتی مجدداً کمی از خون وی را خارج کنیم. بدین ترتیب خون غیر طبیعی را به تدریج خارج نموده‌ایم و .خون خوب و تازه ناشی از تغذیه‌ی خوب را جایگزین خون بد خارج شده نموده‌ایم

ط: رگ زدن بیمارانی که دچار وسواس یا دیوانگی هستند باید در هنگام شب و موقع خوابیدن .آنان انجام گیرد و باید رگ مختصر زده شود تا خونریزی زیاد نباشد

ی: برای نیشتر زدن، رگ قیفال ( Cephlic Vein ) سالم‌تر از سایر رگ‌هاست

ک: سیاهرگ‌های دست خون گرفتن (فصد) از آن‌ها توصیه می‌گردد عبارتند از

•  (سیاهرگ قیفال (سیاهرگ راسی= Cephlic Vein

•  سیاهرگ اکحل (سیاهرگ زنداسفلی میانی « سیاهرگ چهار اندام» = Median cubital Vein .

•  سیاهرگ باسلیق )سیاهرگ موسوم به Basilic Vein )

•  سیاهرگ حبل الذراعی) سیاهرگ راسی فرعی Accessaiy cephalic Vein )

•  سیاهرگ اسیلم )سیاهرگ‌های پش دستی Dorsal metacarpal Vein )

•  سیاهرگ زیر بغلی ( Axillary Vein )

•  صافن (سیاهرگ) -‌( Great saphenous ). وریدی است که از پشت تا زیر رباط مغبنی امتداد داشته و به ورید رانی می‌ریزد.

ج: افراد زیر ۱۲ ساله و افراد مسن، البته اگر در یک شخص مسن از زیادی خون و گشادی و پر بودن رگ‌ها مطمئن باشیم و چهره‌ی آن‌ها گلگلون باشد، می‌توان اندکی خون گرفت ولی باید .در نظر داشت که یکی از عوارض خونروی در افراد مسن، سکته است

د: افرادی که دچار لاغری شدید یا چاقی مفرط هستند، چون افرادی که در مناطق سردسیر .زندگی می‌کنند

ه: بلافاصله پس از فعالیت‌هایی که مقداری از قدرت بدن را مصرف نموده‌اند از قبیل: پرخوری، .نزدیکی و استحمام

عوارض رگ‌زدن

الف: خشکی زبان که برای برطرف کردن آن باید از (ماء الشعیر بدون الکل) و آب شکر استفاده .کرد

ب:‌جذب مواد نامطلوب و این هنگامی اتفاق می‌افتد که شخص پس از پرخوری مبادرت به رگ .زدن کند، در اینجا برای جبران خون نامطلوب از دست رفته جذب بدن وی می‌شوند

ج:‌بیهوشی بخصوص در کسانی که سابقه‌ی رگ زدن نداشته و این عمل به صورت ناگهانی در ‌.آن‌ها انجام می‌گیرد

د: مرگ در افراد مسن و یا در کسانی که خون آن‌ها زیاد نیست و به علت اشتباه طبیب خونروی .از آن ها صورت می‌گیرد

باید دانست نقاطی از بدن که دچار تورم هستند پر خون می‌شوند زیرا محل متورم باعث جذب .خون به سوی خود می‌شود

نکاتی را که باید هنگام رگ زدن رعایت کرد

الف: رگ زدن را می‌توان از ورید تا شریان انجام داد

ب: خونروی اندک در دفعات متوالی، بهتر از خونروی زیاد در یک دفعه است

ج: شخصی که از وی خون گرفته می‌شود باید در حالت دراز کش باشد تا دچار غش .نشود(Coma )

در فصد اندام تحتانی، باید بیمار ابتدا ایستاده و بر پای مبتلا تکیه کند

بیماری‌های شایع مراکز درمانی طب اسلامی

عرق النساء « درد کمر» Low Back Pain

تعریف

بیماری یا آسیبی که بصورت حاد یا مزمن در ناحیه کمری‌ـ خاصره‌ای ( L.S ) با دردی که .ممکنست از لگن تا پا کشیده شود

علت

علل حاد آن بیشتر در جوان‌های ۴۰ تا ۳۰ ساله اکثراً بدون انتشار می‌باشد و بیشتر با انقباض .عضلات متصل کننده‌ی خارهای مهره‌ای (پشت و کمر) همراه است که با سرفه شدیدتر می‌شود

تغییر ترکیب مایع مفصلی و خشکی لیگامان‌ها که قابل تطبیق با سودا و صفرای افزایش یافته در مزاج است یکی از علل مهم این بیماری ‌است. بلغم یا افزایش رطوبت نیز یکی از عارضه‌های .دیسک است

از نظر ساختمانی، تغییر شکل بصورت مهره‌ی کمری اضافی و اسپینا بیفیدا می‌باشد که با شکاف کانال نخاعی همراه است. آسیب مهره‌ای بصورت اسپوندیلوزیس، جلو کشیدن جسم مهره همراه با اختلال اینترآرتیکولر بین مفصلی و خارها و شکستن عناصر خلفی، ممکن است باشد. در .اسپوندیلولیستزیس مهره و خار مهره‌ای کاملاً‌به جلو کشیده می‌شوند

اختلال مادرزادی فاست متصل کننده‌ی زائده‌ی مهره‌ها یا در اثر دیسک یا ایسکمی همراه با طولانی شدن و در بیماری‌های استئومالاسی (نرمی استخوان)، بیماری پازت، آکوندروپلازی و .استئوژنز سبب دردهای کمر می‌شود

اختلالات عملی بدون ضایعه تشریحی مشخص در قوز کردن (اسکولیوز)، انقباضات ران و زانو در حالت خم شدن، بلند قدی نامتقارن اندامها، کار کردن در بلندیها و حاملگی ممکن است سبب این بیماری شود. عفونت‌ها و التهابات در تب مالت، بیماری‌های چرکی (پیوژنیک)، سل، اسپوندیلیت، میوزیت، فیبروز و آرتربت که التهاب عضله و مفاصل را در بر دارند و بالاخره .فیبروز، با همان مکانیسم غلبه صفرا و بالاخره سودا، بیماری را تشدید می‌کند

بیماری‌های متابولیک یا منشاء تغذیه یا محیطی یا غددی و عضوی مثل استئوپروز(پوکی استخوان)، استئودیسترونی کلیوی و هیپرپاراتیروئیدیسم، پاژه و استئوآرتروپاتی ریوی می‌تواند .سبب دردهای گوناگون از جمله کمر درد شوند

اما سیاتیک بعنوان یک مجموعه‌ی علامت (سندروم) با درد شعاعی بواسطه‌ی فشار عصب محیطی در اثر عللی مثل دیسک، تومور (هر عدد یا سده یا مرت السوداء و مرت الصفراء)‌، هماتوم و یا .آبسه می‌تواند از علل این بیماری باشد

موارد نادرتر بیماری‌های دژنراتیو ذکر شده‌اند که در گزارشات پاراکلینیک بصورت تنگی کانال، استئوآرتریت دیسک و سیفوزنسبی و بیماری‌های نئوپلازیک مثل: هیلوم مولتیپل، تومور ژآنت سل (سلول بزرگ)، گرانولوم ائوزینوفیلی و متاستاز استخوانی و بالاخره نوروپاتی دیابتی، الکل، .مسمومیت با سرب، آرسنیک، سیفلیس، هرپس(تبخال)، بیماریهای کلاژن و اسکولر هستند

معاینات بالینی

وضعیت حرکت و ترس از تغییر، علائم پوستی و تومورهای زیرجلد، از بین رفتن لوردوز کمری با اسپاسم، یافته اختصاصی شایع در ضعف جدار قدامی شکم می‌باشد. در لمس L 4 و L 5 سطح واقعی اجسام مهره‌ای را به بالا پیگیری می‌کنیم و زائد خاری کوچکتر درد به ساق و کمر تیر می‌کشد و وجود فضای خالی بین ساکروم یا کمری دلیل اسپینابیفید است. یک فرو رفتگی پله مانند بعلت جلو رفتن مهره (اسپوندیلولیستزیس) اغلب در L 5 یا S 1 است

در سنین نوجوانی که عناصر خلفی ستون فقرات نقص دارند (اسپوندیلوزیس) گاهی با درد تیر کشنده یا هرنی دیسکال است. لمس استخوان دنبالچه از طریق رکتال امکان‌پذیر است تروکانترها، برجستگی ایسکیوم و نمای قدامی اجسام مهره‌ها از خلف و فشار از جلوی شکم در سطح قابل L 4 – L 3 لمس قابل لمس ( در دو شاخه شدن آئورت ) هستند. برجسته‌ترین محل اتصال S 1 – L 5 قسمت نمای فدامی ستون فقرات با افزودن فشار به خط وسط قابل لمس می‌شود. بیشتری محل دیسک، نقطه‌ای است که هسته مرکزی و غلاف فیبروی آن بیشترین فشار را تحمل می‌کند و حرکت بیشتری دارد. لیگامان بین خاری کوتاه و محکم است چنانچه لیگامان‌های فوق خاری یا بین خاری پاره شوند، آن ناحیه دردناک و حساس بوده و ممکن است یک فضای خالی بین زوائد خاری قابل لمس باشد. اسپاسم عضلات پاراسپینال یک یا دو طرفه سبب لوردوز یا خمیدگی می‌شود گاهی یک لیپوم یا اسپینابیفیدا روی طناب نخاعی فشار می‌آورد. در زیر کرت ایلیاک نیز نروما یا ندولهای چربی یا فیبری احساس درد می‌کند. خار خلفی ایلیاک محل چسبندگی .لیگامان‌های ساکروتوبرو اسپینوس می‌باشند

برای لمس عصب سیاتیک، بیمار باید رانش را خم کند و نقطه وسط توبروزیته ایسکیوم و تروکانتر بزرگ را باید لمس کرد. معمولاً با فشار، عصب بوضوح قابل لمس است و اثر یک فتق دیسک یا یک ضایعه فضاگیر بر روی ریشه‌های مربوطه موجب حساسیت عصب بهنگام لمس .می‌شود

اما همانطور که در آمار موجود است اکثر علائم بیماران مبتلا به سیاتالژی بر مبنای غلبه .مزاج‌ها بیشتر با مزاج سودائی و سپس خون و صفرا و بندرت بلغم ممکن است مراجعه نمایند .برخی از حالات ترکیبی از مزاج‌ها هستند

عموماً علائم شامل: ریزش مو، سردی اندام، واریس یا خونریزهای زیرجلدی با غلبه سودای اندام تحتاتی، حساسیت و خیالات زیاد، سبکی سر، گاهی سوزش ادرار، سرفه خشک و بالاخره علایم کبودی رنگ، وسواس، مالیخولیا، سرطان، جذام، سکته و فلج کامل می‌باشد که با درمان .علت، آنرا عموماً می‌توان درمان کرد

از نظر موضعی گاهی شدت بیماری بحدی است که کشیدن ملحفه از روی پای بیمار، درد شدیدی برای او ایجاد می‌کند و دهها روز کار بیمار را کاملاً‌ مختل می‌کند. رادیوگرافی مایل مهره‌های .کمری و معاینات عصبی، اطلاعات منطقه‌ مبتلا را نشان می‌دهد

مهمترین علائم هر نیاسیون هسته‌ی ژلاتینوز خلفی و بیرون زدن آن از ناحیه خلفی لترال، در اثر دژنره شدن یا پارگی غلاف فیبروی دیسک است که در سن جوانی اتفاق می‌افتد. در سنین .پیری اشکالی از آرتروز و استئوفیت و تغییر شکل ستون فقرات دیده می‌شود

درد عضلات هامسترینگ، فقط ناحیه خلف ران، را می‌گیرد ولی درد سیاتیک که با بالا بردن تمام پا تا ۸۰ درجه و خم کردن پا بصورت دورسی فلکسیون است که محل‌های مختلف عصب .درگیر مشخص می‌شود

درمان

در موارد مشخص دیسک هم حتی ۹۰- ۸۰ درصد درمان کمردرد و سیاتالژی، نگهدارنده است، اکثراً معتقدند کمر درد با ۳-۲ روز در وضعیت خم بودن زانو Semi Flexure خوب می‌شود و ادامه‌ی آن را با ورزش‌های ایزومتریک شکم، تزریق کیموپاپائین یا کلاژناز در دیسک در موارد شدید، قدم زدن و شنا و دوچرخه با استراحت قلبی عروقی و مصرف پمادها به اشکال مختلف را .پیشنهاد می‌کنند

در کودکان مبتلا به اسپوندیلوز پیشرفته با تغییر مکان ۲۵ – ۵% نیاز به فیوژن دارند که با اکستریون عناصر خلفی همراه است. در مورد دردها بخصوص درد شانه و سیاتیک، متاسفانه با .تدابیر مختلف جراحی، حداقل عود، ۳۰% شایع است

در طب اسلامی، معالجه درد مفاصل و عرق‌النساء از حضرت رسول در کتاب الرحمه آمده که انس بن مالک از قول حضرت رسول بیان داشته است که هزار وسیصد بیمار را با درمان سه روز گوشت گوسفندی قوی (مصرف خوراکی راسته ران ماهیچه) که به درمان دنبه و عسل و .روغن اضافه می‌شود، درمان کرده است

از عبدا… و حسین‌ابن بسطام گفته‌اند احمد بن ریاح متطبب خدمت امام صادق علیه‌السلام رسید و درباره درد سیاتیک سئوال و بحث نمود، حضرت فرمودند: محل بند انگشتی را که درد می‌کند رگش را می‌گیری که در رفع درد روشی ساده است به اذن پروردگار درد رفع می‌شود و اگر درد شدید بود و ضربان داشت و به ران و پا و لگن تیر می‌کشید در حالیکه شخص بایست‌ که به همان پا ایستاده، از رگ سیاتیک خون سیاهش را می‌گیری و سپس با نمک و زیتون، محل آنرا .روغن می‌مالی که به امر پروردگار عزوجل خوب می‌شود

از نظر علل عمده‌ی سودا در بدن، استرس‌ها می‌باشند که گاهی با کاهش حرکت که عامل گرم کننده اعضاء می‌باشد، شدت می‌یابد به قول بوعلی یک نکته از حکمت نظری یعنی « معرفه .الربوبیه » جزء اصول درمان می‌تواند باشد

در این میان، ما برای بیماران سه سئوال اساسی، هدف از زندگی، مقایسه اهداف کاذب و وسایل رسیدن به هدف را مشخص می‌کنیم و زمینه را ضمن تحلیل این مسائل براساس حکمت عملی مدینه که مصالح بقاء نوع انسان و ابدان است، درمان را با چند جلسه ادامه می‌دهیم. در این روش بیمار خودش جواب سؤالات را می‌نویسد و طبیب و حکیم او را از اضطراب و گرایش به اهداف کاذب رنج دهنده‌ی زندگی، خلاص می‌کند و او را به سیر و مطالعه براساس متون قرآن، .احادیث، تفکر و نتیجه‌گیری (تعقل) و نظر اجماع علماء سوق می‌دهد

از آنجا که غلظت خون با افزایش سودا و آهن خون، یکی از علل بیماری‌ می‌باشد و عموماً با افزایش درد در اندام تحتانی همراه می‌شود، مسأله رقیق نمودن آن و دفع مواد زائد از یک سیستم مدار بسته جریان خون بایستی مورد توجه قرار گیرد. این تحلیل همراه با گرم نمودن بدن، تقریباً .آخرین راه اصلاح را تکمیل می‌کند

در بخش رقیق نمودن خون ما از دارویی بنام سناء مکی، که یکی از عمده‌ترین داروهای طب اسلامی و مسهل صفراء، سودا و بلغم است و کمترین ارزش آن همان روایت گرانقدر معصومین .است که فرمودند: اگر یک مثقال آنرا با دو مثقال طلا هم معاوضه کنید باز ارزش آن بیشتر است البته گل سرخ بعنوان مصلح و همچنین افزایش اثرات مفید آن و برای جلوگیری از تحریک معدی با کمی روغن بادام شیرین تجویز می‌نمائیم. این دارو خیلی کم مثل: چای، روزی یک یا دو نوبت می‌تواند همراه روغن بادام مصرف شود. تغذیه مزاج سوداوی از نخود (با آب یا پخته)، گوشت مرغ یا گوسفند، تخم مرغ روز در میان (زرده)،‌گندم، لوبیا، بادام شیرین، کشمش،‌انجیر، شکر، کره، خربزه، فلفل، کنگر، آلو شیرین، فندق، شلغم، ترب، شیره نارگیل، موز، کم خوردن غذا بعد .از عصر می‌باشد

یک روش هم یک سیر مصطکی+ یک چارک عسل است، که با اضافه نمودن آب ولرم هم می‌تواند مصرف شود. بهتر است بدانیم مجموعه طب اسلامی، از حجامت، فصد، گیاه درمانی، حمام و ورزش و حتی نظافت بدن و تغذیه باید با تدابیری ضمن رعایت تقدم و تاخر، مورد نظر طبیب و .حکیم باشد

ما برای آمادگی از همان روش حجامت در سه مرحله و در نهایت از فصد استفاده می‌کنیم فواصل حجامت بستگی به شدت درد و زمان در اختیار داشتن بهترین اوقات آن است که در سه .موضع کتف، کمر و ماهیچه پا انجام می‌شود

و اما فصد در سیاتالژی بیشتر در مسیر رگ صافن شاخه پاروا (کوچک) و در خارج قدم در اطراف قوزک (خارجی) بیشتر در پشت آن و یک محل آسانتر بین دو انگشت چهارمین و پنجمین .که حاوی بیشترین مقدار سودا است انجام می‌شود

طبیعی است که بیماری که با چند مرحله تغذیه، تقویت، ماساژ و رقیق کردن خون آماده شده است، بهترین جواب ار از فصد می‌برد. امام علیه‌السلام روش فصد را نیز که تکیه بر پای حاوی درد است و یا با بستن گارو در بیماران باصلاح بد رگ، انجام می‌گیرد در زیر نور کافی و بی‌حس کردن محل با حدود یک سانتی‌متر مکعب گزیلوکائین از طریق سرنگ انسولین در کنار .رگ مربوطه و با نمایان نمودن رگ، صورت می‌گیرد

در قدیم و گاهی فعلاً این عمل با نیشتر مخصوص، گاهی با یکبار یا دو بار یا احیاناً چند بار .امتحان بالاخره صورت می‌گیرد و پا از پائین تا بالا بانداژ می‌شود

ولیکن برای آسایش بیمار، بخصوص در نزد افراد مبتدی، فصد بدون بی‌حسی فعلاً‌ امکان‌پذیر .نیست و بخصوص تأکید داریم که فصد کورکورانه برای اعضاء بسیار خطرناک است

ما در زدن ورید چندان وسواس نداریم لکن اگر بتوان با انسزیون مایل یا طولی، خون لازم را تا حد روش شدن دریافت کرد برای بیمار ایده‌آل است. ما البته سعی داریم بیمار را روی تخت در .وضعیت راحت قرار داده و با پای آویزان و نور کافی بعد از استریل نمودن موضع، فصد نمائیم

ضمن و بعد از عمل فصد که گاهی چندین بار بعد از استریل و دوباره خشک شدن با پنبه و یا گاز، خونریزی ادامه دارد، از مصرف مایعات بخصوص شربت عسل و آب انار شیرین استفاده

.می‌نمائیم. برای غیر از محلول‌های ضدعفونی، از روغن زیتون و بنفشه می‌توان استفاده کرد

نتیجه

در بین صدها بیمار، ما تنها تعداد انگشت‌شماری با وجود گزارشات MRI و اسکن مبنی بر دیسک از جا درآمده (Protrude ) بدون درمان جراحی دیسک، نتیجه‌ی مثبت گرفته‌ایم و بیمار کاملاً‌ بحالت عادی برگشته است. البته چند مورد بدون درمان هم که نمی‌خواستند کلیه دستورات را .پیگیری نمایند، دیده شد

خشکی مفاصل را با تکرار ماساژها (روغن زیتون داخل حمام، روغن سیاهدانه و گل بنفشه بعد و قبل از حمام)، بخصوص حجامت‌ها برحسب سن و یا در صورت لزوم از ۳ نقطه مستحب کتف، سر و کمر می‌توان اصلاح نمود. بطور کلی از مسکن و خواب‌آورهایی که حرکت‌های .مفصلی را کند می‌کند نباید زیاد استفاده کرد

همانطور که از آغاز شرح دادیم، سلامت روحی نیز از ارکان موفقیت ما است که در کنار تطهیر خونی باید با ورزش و کارهای عقیدتی و تربیتی کامل گردد. در این زمینه ترک سیگار، هم از طریق روان درمانی و حجامت انجام می‌شود که به بحث ترک اعتیاد در طب اسلامی نیز .باید توجه نمود

 

 

تجویز فصد در مواردی مانند: ادم ریوی، پولی سیتمی ورا، اورمی‌های تهدید کننده، اکلامپسی، فلج ناگهانی حاصله از خونریزی مغزی (ناآرامی‌های شدید و تحریک‌پذیری، سردردهای شدید، اختلالات گفتاری، تشدید رفلکس‌ها)، همچنین در پلتورا Plethora (غلبه‌ی مزاج، پرخونی و چاقی مفرط) و آسم قلبی توصیه می‌شود.

در طب سنتی، خون گرفتن، یکی از پایه‌های درمانی بسیاری از بیماری‌ها بوده و درباره‌ی موارد استفاده از این کار، ‌ممنوعیت، تدابیر و احتیاطات، بطور پراکنده مطالبی بیان شده که نظر ابن‌سینا در این مورد بسیار جالب و ارزنده است و از همین‌رو چکیده‌ای از سخنان او را در اینجا نقل می‌کنیم:

۱- اندیکاسیون‌های رگ زدن: ( مواردی که رگ زدن بیمار سودمند است).

الف: برای کاهش مقدار خون افرادی که دچار پرخونی هستند.

ب: برای کاهش کیفیت خون بیمارانی که خون آن‌ها غیرطبیعی است و درمانی بجز خونروی ندارند، مانند: ابتلاء نقرس خونی که باید از نزدیکترین رگ به عضو مبتلا خون گرفته شود.

ج: برای جمع شدن هر دو علت فوق در یک بیمار.

۲_ کنترا اندیکاسیون‌های رگ زدن: (مواردی که رگ زدن ممنوع است)

 

الف: دوران حاملگی و عادت ماهیانه.

ب: دوره‌ی پیشرفت بیماری‌ها، برای اینکه قدرت بیمار در مقابله با دوران بحرانی بیماری محفوظ بماند، همچنین در اغلب بیماری‌های تب‌دار که همراه یا بدون تشنج هستند و در بیمارانی که از دردهای بسیار شدید رنج می‌برند.

د: طبیب بایستی در تمام مدت خونروی، مراقب نبض بیمار باشد و به مجرد آنکه نبض ضعیف شد یا بیمار دچار رنگ‌ پریدگی و یا خمیازه شد، رگ را ببندد و خونروی را متوقف کند.

هـ: مقدار خونروی برای همه‌ی افراد یکسان نیست و به وضع بدنی شخص بستگی دارد.

و: نباید به دنبال خونروی مبادرت به ورزش و فعالیت‌های سنگین بدنی کرد بلکه باید مدتی در بستر استراحت نمود.

ز: افرادی که مدتی دچار بیماری بوده‌اند و ناچار به رگ زدن آنها هستیم، در اولین وهله‌ی خونروی باید دقت کنیم اگر خون رقیق خارج شد فوراً‌ رگ را ببندیم ولی اگر خون غلیظ و کدر مایل به سیاه رنگ و گرم خارج شد، می‌توان خرنروی را ادامه داد.

ح: در مواردی که کیفیت خون غیرطبیعی باشد و ناچار به رگ زدن هستیم باید مقدار اندکی خون از بیمار گرفته سپس رژیم غذایی بسیار خوبی برای وی به کارگیریم و پس از مدتی مجدداً کمی از خون وی را خارج کنیم. بدین ترتیب خون غیر طبیعی را به تدریج خارج نموده‌ایم و خون خوب و تازه ناشی از تغذیه‌ی خوب را جایگزین خون بد خارج شده نموده‌ایم.

ط: رگ زدن بیمارانی که دچار وسواس یا دیوانگی هستند باید در هنگام شب و موقع خوابیدن آنان انجام گیرد و باید رگ مختصر زده شود تا خونریزی زیاد نباشد.

ی: برای نیشتر زدن، رگ قیفال (Cephlic Vein) سالم‌تر از سایر رگ‌هاست.

ج: افراد زیر ۱۲ ساله و افراد مسن، البته اگر در یک شخص مسن از زیادی خون و گشادی و پر بودن رگ‌ها مطمئن باشیم و چهره‌ی آن‌ها گلگلون باشد، می‌توان اندکی خون گرفت ولی باید در نظر داشت که یکی از عوارض خونروی در افراد مسن، سکته است.

د: افرادی که دچار لاغری شدید یا چاقی مفرط هستند، چون افرادی که در مناطق سردسیر زندگی می‌کنند.

ه : بلافاصله پس از فعالیت‌هایی که مقداری از قدرت بدن را مصرف نموده‌اند از قبیل: پرخوری، نزدیکی و استحمام.

احادیث در رابطه با فصد (رگ زدن):

مکارم الأخلاق :

کسى نزد امام کاظم علیه‏السلام ، از فراوانى گَرى‏ اى که بدان مبتلا بود ، اظهار ناراحتى کرد . فرمود : “گَرى ، از بخارِ جگر است . برو و پاى راست خود را رگ بزن و بر استفاده کردن از دو درهم روغن بادام شیرین ، همراه با آب کشک جو ، ملازمت کن و از [خوردن] ماهى و سرکه نیز حذر کن” .
آن مرد ، این کار را انجام داد و به اذن خداوند عز و جل ، بهبود یافت .
مکارم الأخلاق ، جلد ۱ ، صفحه ۱۷۶ ، حدیث ۵۲۷ ، بحار الأنوار ، جلد ۶۲ ، صفحه ۱۲۸ ، حدیث ۹۰ دانش نامه احادیث پزشکی : ۱ / ۵۱۶

 

امام رضا علیه‏السلام :
هر کس مى‏ خواهد سودا او را نسوزاند ، بر او باد قى کردن ، رگ زدن و نوره کشیدن .
طبّ الإمام الرضا علیه‏السلام ، صفحه ۴۲ ، بحار الأنوار ، جلد ۶۲ ، صفحه ۳۲۵ وفیه “ومداومه النوره” ، دانش نامه احادیث پزشکی : ۱ / ۴۶۴ سودا ،

یکى از اخلاط چهارگانه است که به عقیده قدما جسم انسان بر پایه آنها استوار شده و صلاح و فساد بدن نیز به آنها بستگى داشت.در بحار الأنوار ، عبارت چنین آمده است : “هر کس مى ‏خواهد سودا را بسوزاند . . . و مدوامت بر نوره کشیدن کند” .




تاريخ : سه‌شنبه 14 مهر 1394
| 20:43 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)

v

تعریف فصد

فصد استفراغی است کلی که در آن اخلاط اربعه به طریق تفریق اتصال(جدا شدن) عروق در اثر نیشتر (تیغ) خارج می گردند و این تفریق اتصال اگر در حد اعتدال از نظر وسعت و تنگی باشد اخلاط به حد اعتدال خارج می گردند و اگر وسیع باشد اخلاط بسیار خارج شده و موجب ضعف می گردد و یا بند آمدن و التیام و جوش خوردن محل تفرق دشوار می گردد و اگر ضیق ( تنگ ) باشد اخلاط رقیق خارج گشته و غلیظ باقی می ماند و به همین دلیل باز کردن فصد به صورت ضیق منع شده است مگر هنگامیکه مراد از آن اماله ماده باشد مثل: مرعوف قلیل الامتلاء.

 

مراد از استفراغ کلی چیست؟

  1. اگر منظور تنقیه کل جسم باشد استفراغ جزئی آن، استفراغ عضو خاص است مانند دماغ که سعوطات و عطوسات مخصوص تنقیه دماغ به تنهایی می باشند.
  2. اگر منظور تنقیه جمیع اخلاط باشد استفراغ جزئی آن، استفراغ خلط خاص است مانند اسهال و قی .

مراد از استفراغ کلی در تعریف فصد همان قسم دوم است زیرا در غیر این صورت فصد عروق ماقین و اربیه و…. که خون را از عضو خاصی خارج می کنند باید از تعریف فصد خارج شوند و همچنین شکی نیست که خون از هر عضوی که خارج شود چون با اخلاط دیگر ترکیب شده و آنها را نیز با خود خارج می کند ولی به نسبت کمتر، پس منظور از استفراغ کلی، استفراغ جمیع اخلاط است.

دلائل برتری فصد بر سایر استفراغات :

۱-      فصد امری اختیاری است و در هر زمان و از هر رگ یا عضو خاص و به هر مقدار که لازم باشد می توانند خارج نمایند.

۲-      میزان اخلاط خارج شده بر حسب ضرورت قابل تغییر است.

۳-      چون فصد قابل کنترل و اختیاری است به راحتی می توان آن را قطع کرد بدون اینکه ضرری داشته باشد بر خلاف مسهل و مقی که بعد از عمل نمی توانند فوراً حبس و بند نمایند و اگر حابسات و قابضات زیاد برای بند آمدن آن استفاده شود باعث ضرر عظیم می گردد به دلیل تعارض دو مختلف به دنبال هم.

فوائد خون در بدن:

  1. غذای بدن بوده و موجب رشد بدن و بدل ما یتحلل می شود.
  2. به اعضای بدن حرارت می بخشد.
  3. مرکب حرارت غریزی و قوت حیوانی بوده و آنها را به کل بدن می رساند.
  4. مرطوب کردن و حرارت رساندن به اعضا جهت حرکت آنها
  5. رنگین و تازه کردن و رونق بخشیدن به پوست

چه کسانی شایسته خروج خون می باشند ( اندیکاسیون مطلق فصد ):

  1. کسانیکه مبتلا به امراض دمویه باشند که در این صورت اخراج خون واجب و ضروری است.
  2. کسانیکه مستعد و آماده بروز امراض دمویه[۱] به دلیل کثرت و یا تغییر خون باشند یعنی معتاد و مقرر باشد که هرگاه خون در بدن آنها زیاد شود و یا تغییر کند امراض دمویه در آنها ایجاد شود. چنین کسانی باید اول فصل بهار که هنگام تحریک و هیجان اخلاط است فصد نمایند و اخراج خون به حد لازم نمایند تا از ایجاد این امراض جلوگیری شود و به همین دلیل قریشی گفته گاهی فصد به خاطر زیادتی خون و یا تغییر کیفیت آن بالقوه انجام می شود نه بالفعل.
  3. کسانیکه از ترس ایجاد مرض و آفتی عظیم بدون کثرت خون و تغییر آن فصد می شوند مثل کسانیکه در اثر ضربه و یا سقوط به جهت احتیاط اینکه ورمی برایشان ایجاد نگردد و از آن در امان باشند فصد شان  کنند و یا اینکه ورم ایجاد شده، از ترس اینکه مبادا قبل ازنضج انفجاریابد فصد کنند هر چند کثرت خون ظاهر نباشد.

 

اندیکاسیون نسبی فصد :

در غیر از ۳ گروه بالا در بقیه افراد اخراج خون ضروری نیست مگر هنگام ایجاد بعضی از بیماریها از جمله صرع و سکته و خناق و رمد و ذات الجنب و اختناق رحم [۲]و….. .

نظر مخالفین و موافقین در مورد ضرورت انجام فصد :

 

مخالفین فصد سه دلیل در اثبات ادعای خود دارند :

  1. خون ماده اصلی[۳] بدن و موجب قوت و صحت آن است و چنین چیزی قابل دفع و اخراج نیست .
  2. اگر خون واجب الدفع و اخراج بود برای آن مفرغه و مدفعی وجود داشت چراکه برای صفرا مراره (کیسه صفرا) و برای سودا طحال است زیرا برای هر امر ضروری و لازم، طبیعت به اذن خدای تعالی عضوی مخلوق و مهیا گشته است.
  3. تنقیه و اخراج خون یا از جهت کثرت مقدار و یا از جهت تغییر کیفیت آن است و در هر صورت فایده ای برای آن دیده نشده بلکه ضرر متحقق می باشد زیرا در صورت کثرت واضح است که سخونت ایجاد شده و خون زاید به صفرا تولید می شود پس تنقیه صفرا واجبست نه خون و در حالت تغییر کیفیت خون به سرما یا گرما نیز اگر برودت باشد که باعث تکاثف و غلظت و کم شدن حجم خون می شود و اجازه به اخراج خون نداده اند و اگر حرارت باشد لطیف آن به صفرا و کثیف آن به سودا تبدیل می شود پس تنقیه آنها واجب است نه خون .

 

جواب موافقین فصد برای هر یک از ادله مخالفین:

  1. هر چند خون ماده اعضا و ارواح و باعث قوت بدن است ولی به شرط اعتدال مقدار و کیفیت و هر گاه از حداعتدال خارج شود و در مقدار افزایش یابد اخراج مقدار اضافه لازم و واجب است تا باعث تمدد در اوعیه (پرشدگی عروق) و انغمار(تحت تاثیر واقع شدن) حرارت غریزیه و انقهار قوت نشود چنانچه وقتی آتش اندک و چوب زیاد باشد و یا آب و غذای بسیار که بخواهند با آتش کم گرم نمایند و بپزند ممکن نیست. چرا که:

آب زیر کشتی آنرا پشتی است                           آب در کشتی هلاک کشتی است.

  1. اولا قبول نداریم که کیسه صفرا و طحال مفرغه صفرا و سودا باشند بلکه خزانه آن دو خلط بوده و هر مقدار از این دو خلط برای بدن مطلوبست با خون مخلوط شده و مابقی به اذن خالق تعالی در آن دو عضو رفته تا در صورت نیاز به تدریج مصرف شوند و لفظ کلمه مفرغه به معنی جمع شدن چیزی که مفید نباشد در اینجا بیمعنی می باشد. ثانیا نبودن مفرغ برای خون دلیل منع تنقیه آن نمی باشد زیرا برای بلغم نیز بنابه گفته مخالفین مفرغه ای نیست پس باید که آن را استفراغ ننمایند در حالیکه دستور به استفراغ بلغم داده اند و مستفرغات آن را نیز ذکر کرده اند. ثالثا می توان گفت که مفرغه هر دوخلط خون و بلغم عروق بوده که به تدریج به مصرف اعضا می رسند.
  2. شکی در آن نیست که افراط در کثرت و حرارت خون باعث تبدیل به صفرا و زیادی سوء مزاج گرم می شود پس تجویز فصد قبل از آنکه کثرت مقدار و حرارت به حد افراط رسیده و تولید صفرا کند لازم و واجب است (جهت پیشگیری) همچنین خون زاید به یکباره تبدیل به صفرا نمی شود بلکه تدریجی است پس اخراج خون موجب قطع ماده و سبب گشته و باعث تعدیل صفرا می شود. همچنین کثرت در مقدار خون همیشه به صفرا تبدیل نمی شود بلکه حرارت غریزی می تواند بر آن چیره گشته و آن را از جوشش فرو نشاند بدون آنکه به صفرا تبدیل شود پس با خارج کردن خون کم می توان به حرارت غریزی کمک کرد.

قریشی در تایید کلام مجوزین فصد و اخراج خون فرموده که هرگاه خون در مقدار زیاد شود و با کاهش غذا[۴]به نحویکه به بدن ضرر نرسد نتوان آن را کم کرد و تغییر در کیفیت آن را نیز نتوان با ادویه و تدابیر معتدله جبران نمود به ناچار امری غیرطبیعی ایجاد می گردد و دفع و اخراج خون واجب می شود پس استفراغ خون واجب بوده و منع از آن مضر می باشد.

به طور کلی باید گفت که هر گاه خون از مقدار و کیفیت طبیعی خود بالفعل یا بالقوه خارج گردد اخراج خون واجب و ضروری است و در غیر این صورت جایز نخواهد بود.

 

کنتراندیکاسیون فصد :

  1. سوء مزاج سرد: چون خون کمتری دارد بلغم غالب است.
  2. در سرزمینهای خیلی سرد: چون سردی باعث غلظت خون و کاهش حجم گشته و با فصد در بدن نفوذ می کند.
  3. درد شدید: چون روح را تحلیل برده و بدن را ضعیف می کند و در این حالت فصد باعث افزایش ضعف روح و قوت خواهد شد. همچنین در درد شدید مواد و طبیعت متوجه اندام دردمند بوده و فصد آنها را به طرف اندام مورد فصد جلب می کند و باعث اختلال در طبیعت می شود اما هرگاه ترس این باشد که به دنبال درد ورم در اعضاء رئیسه یا اعضاء مجاور رئیسه ایجاد شود یا در اعضاء داخلی ورم اتفاق افتاده باشد مانند ذات الجنب در این صورت اگر شرایط فصد وجود داشته باشد می توان فصد کرد.
  4. بعد از حمام محلل(حمام های قدیمی و یا سونا): چون باعث نقصان روح و ضعف بدن می شود.
  5. بعد از جماع: خصوصا اگر با انزال باشد زیرا حرکات بدنی و نفسانی سبب تحلیل بسیار روح می شود و همراه منی روح نیز خارج می شود.
  6. سن کمتر ار چهارده سال: به جهت اینکه بدن در سن رشد بوده و مرطوب است و غلبه بلغم دارد فصد موجب ضعف و جلوگیری از رشد خواهد شد ولی هرگاه دلیل قطعی برای فصد باشد و بدن قوی و عضلات مستحکم و عروق وسیع و پر و پوست سرخ رنگ باشد می توان به تدریج و اندک اندک فصد نمود تا بدن به آن عادت کرده و فصد بی ضرر باشد.
  7. در سنین کهنسالی: چون در این سن نیز خون کم تولید شده و بدن ضعیف می گردد مگر در ضرورت شدید و داشتن شرایط بدنی  مناسب که در اینصورت افراط در خونگیری نیز نباید کرد.
  8. افراد لاغر کم خون: لاغری به دو گونه است :

الف:خون کم است که این مانع فصد است.

ب:خون زیاد است ولی به سبب گرمی شدید، بدن آن را مصرف نمی کند و بدل مایتحلل نمی سازد پس خون در بدن جمع گشته ولی همچنان لاغر است. در چنین شخصی جهت تقلیل ماده و کاهش حرارت خون، باید فصد کرد و مبردات (مطفیات مجوزه) داد. افتراق این دو گروه با عدم امتلاء عروق و ضعف طبیعت و ….  که لازمه کمی خون است ظاهر می باشد.

  1. افراد چاق شحمی (متخلخل-پف آلود) : چاقی نیز دو گونه است :

الف: لحمی (گوشتی) که در آن بدن تنومند و گرم است و دم غالب بوده و فصد جایز است.

ب: شحمی که در آن بدن سست و نرم می باشد و بلغم غالب بوده و فصد جایز نیست.

نکته :

در چاقی لحمی نیز در صورت ضرورت شدید باید فصد کرد زیرا فصد باعث فشرده و خالی شدن عروق و حبس شدن حرارت غریزی می شود و این مرگ آور است.

  1. سفید پوستان و زرد پوستان کم خون: زردی پوست نیز دو دسته است :

الف: خون بدن کم شود چه ظاهری و چه باطنی مثل بیماران در دوران نقاهت که در اینها فصد ممنوع ب: خون در بدن زیاد است ولی غلیظ بوده و به سوی پوست نمی آید و پوست زرد نشان می دهد که این مانع فصد نیست.

  1. در بیماریهای مزمن و طول کشیده چون باعث نقصان خون و سوءهاضمه می شود نباید فصد کرد مگر آنکه فساد خون علت بیماری باشد که در این صورت فصد جایز است اما در هنگام فصد باید در رنگ و غلظت خون دقت کرد اگر خون سیاه و غلیظ بود باید به مقدار لازم خارج گردد اما اگر سرخ کمرنگ و رقیق بود باید فورا بند آورده و مانع اخراج خون شد که خطرناک است.

۱۲٫   در حالت سیری معده از غذا و یا روده ها از فضولات (مدفوع): به جهت آنکه ممکن است ماده نضج نیافته به سوی عروق کشیده شده و سبب سده (گرفتگی) در عروق (ماساریقا و ….) شود نباید فصد کرد اما اگر معده از غذا و روده ها از فضولات پر باشد و فصد نیز در آن واجب گردد ابتدا باید برای تخلیه معده قی و برای تخلیه روده ها تنقیه کرده و پس از استراحت طبیعت فصد کرد.

  1. ۱۳٫ کسانیکه فم معده او ذکی الحس [۵]و یا ضعیف[۶] دارند و یا افزایش صفرا [۷]در فم معده دارند نباید فصد شوند به خصوص هنگامی که معده خالی باشد (ناشتا) و اگر ضرورت شدید ایجاب کرد در حالت ناشتا فصد شود خوراک لطیف کمی بخورند و بعد فصد نمایند. در چنین افرادی قبل از فصد باید لقمه نان پاکیزه با رب سیب و یا به و انار و امثال آن که خوشبو بوده و خیلی ترش نباشد میل کنند ولی اگر ضعف معده به علت سردی باشد باید نان را با شربت (نشاط آور) مانند گلاب و یا شربت نعناع مشک دار بخورند و کسی که صفرا در معده اش زیاد تولید می شود اول باید با آب گرم+نمک+سرکه و یا سکنجبین قی کند و سپس لقمه نانی با سکنجبین و یا شربتهای ترش مناسب خورده و پس از اندکی استراحت فصد نماید و بعد از فصد جهت جایگزینی خون، کباب را جویده و آب آن را تناول کند و گوشت آن را زیاد نخورد زیرا که معده به سبب فصد ضعیف شده و از هضم غذاهای سنگین عاجز است.

نکته :

قی با آبگرم و سکنجبین در صورتی است که صفرا غلیظ باشد ولی اگر رقیق باشد قی با آب سرد بهتر است زیرا باعث اجتماع صفرا و تغلیظ آن و منع از پراکندگی صفرا و نیز باعث تقویت معده می شود.

 

  1. در مسمومیتها یا گزش حیوانات سمی، فصد نباید کرد مگر در گزش نوعی کژدم که وقتی کسی را بگزد از محل ریشه موها دچار خونریزی می شود.
  2. در بیماریهای مزمن و ناقهین نباید فصد کرد چون مرض باعث ضعف قوا می شود.
  3. در سایر موارد مانند مستی، قی، اسهال، بی خوابی، خستگی بیش از حد و… نیز نباید فصد کرد.

 

اندیکاسیون نضج اخلاط در هنگام فصد (چه کسانی باید قبل از فصد منضج دریافت کنند):

برای اینکه ببینیم چه کسانی قبل از فصد احتیاج به منضج دارند باید بدانیم هدف از فصد در بیمار مورد نظر چیست؟

اگر هدف خروج ماده و یا کم کردن خون (ازدیاد خون) است هیچ درنگی جایز نیست و باید بلافاصله فصد کرد اما اگر هدف خروج مواد زاید (تغییر کیفیت) باشد باید غلظت و لزوجیت خون بررسی شود. اگر خون غلیظ و لزج باشد باید حتما نضج پیدا کند چون خون غلیظ با فصد معتدل خارج نمی شود مگر اینکه فصد کاملا وسیع باشد که در اینصورت نیز چون خون و روح زیادی از بدن خارج می شود سبب ضعف بدن می گردد و خون لزج نیز به جدار عروق چسبیده و خارج نمی شود زیرا فصد بر خلاف مسهل یا مقی، عاری از قوه جاذبه است پس بدون شک هرگاه خون غلیظ و لزج را بدون نضج فصد کنیم خون تمیز و ارواح با آن خارج خواهد شد و موجب ضعف بدن و دستگاه گوارش و سردی مزاج و آفات و مفاسد بسیار خواهد شد اما اگر در خونی که واجب الاستفراغ است غلظت و یا لزوجیت وجود ندارد باید دید خون معتدل است یا رقیق؟ اگر خون معتدل است بلافاصله باید فصد کرد و اگر رقیق بود باید دید در عضو خاصی محصور است یا در عروق منتشر می باشد؟ اگر منتشر بود که به منضج نیازی نیست چون بدن برحسب طبیعت اقدام به خروج خون فاسد و حفظ خون صالح خواهد نمود ولی اگر محصور در عضو خاصی باشد مانند نقرس یا درد مفاصل و….  باید منضج داده و صبر کرد تا به قوام معتدل درآید و سپس فصد نمود به جهت آنکه خون رقیق محصور در عضو، در عروق بافتها نفوذ کرده و خارج کردن آن امکان ندارد و ماده صالحه غیر محصوره خارج می گردد پس اخراج آن باعث بدتر شدن وضع خواهد شد.

نکته:

برای اینکه نوع خون (غلیظ و لزج یا معتدل و رقیق بودن) را بررسی کنیم ابتدا رگ را شکافته و مقدار کمی خون برای نمونه و بررسی می گیریم اگر احتیاج به فصد داشت خونگیری را ادامه می دهیم و اگر محتاج منضج بود محل را پانسمان کرده و پس از نضج ماده فصد می کنیم که به این عمل استظهار خون گویند.

نکته: بعد از دادن منضج نیز عمل استظهار تکرار می شود.

 

نکته:

مساله اصلی این است که احتیاج به نضج برای فصد، در صورت حدوث بیماری می باشد و افرادی که مستعد بیماریهای دموی بوده ولی هنوز خون آنها خیلی از حداعتدال خارج نگشته و بیماری حادث نگردیده است ( فصد پیشگیری) می توان فصد بدون منضج انجام داد و اگر مقداری از خون زاید باقی بماند چون طبیعت بدن سالم است در جهت اصلاح آن بر می آید بر خلاف وقتی که بیماری حادث گردید که حتما باید منضج داد. به استثناء مالیخولیا که در آن چون خون غلیظ سوداوی محصور در عضو می باشد بدون نضج نباید فصد نمود.

 

اندیکاسیون لزوم فصد در مرحله انحطاط بیماری (وقتی که بیماری رو به بهبود است):

  1. ماده بیماری خون نباشد ولی با وجود این، غلبه خون نیز وجود دارد به حدیکه ترس از ضرر باشد در این صورت اگر مانعی وجود نداشته باشد باید فصد کرد مثل کسی که تب صفراوی داشته و خون در مزاج او غالب باشد در اینصورت در زمان ابتدا و تزاید بیماری، فصد نمی توان کرد بلکه با روشهای دیگر تب را فرو نشانده تا بیماری به انحطاط رسد و در این زمان چون ترس از تبدیل خون به صفرا و عود مجدد بیماری وجود دارد دستور فصد مناسب و مفید است.
  2. ماده مرض خون باشد و با تطفیه و تسکین آن بیماری از شدت افتد اما چون ماده مرض باقی است ترس از عود مجدد وجود دارد در اینصورت نیز فصد جایز می باشد چون در امراض دمویه که با یا بدون داروی تطفیه فروکش کند اگر ماده همچنان غالب باشد ممکن است در اثر محرک ضعیف بدنی یا نفسانی دوباره بیماری عود نماید مثل تب سونوخس که به تطفیه و تبرید و تغلیظ ماده روبه کاهش می رود ولی به جهت ایمنی از عود آن فصد لازم است.

 

اندیکاسیون فصد وسیع :

۱ . ماده غلیظ و لزج باشد.

۲٫ ماده غلیظ و سوداوی باشد.

۳٫ جهت استظهار خون (نمونه برداری جهت تشخیص نوع و رنگ و قوام آن)

منظور از فصد وسیع، فصدی است که برش آن در طول رگ بوده به اندازه متوسط و در زمان معتدل خون واجب الدفع را اخراج نماید و نباید خون را یکدفعه بگیرند بلکه بعد از دفع مقداری خون، انگشت را چند ثانیه روی محل گذاشته و بعد بردارند و کمی خون بگیرند و این کار را چند بار تکرار نمایند تا خون به اندازه نیاز خارج شده و این کار باعث اخراج مواد فاسد و حفظ قوت و مانع ایجاد غش می شود.

 

اندیکاسیون فصد ضیق :

  1. هنگامی که هدف خروج ماده باشد در مریضی که غلبه دم ندارد (قلیل الامتلاء)
  2. در افراد لاغر و حامله
  3. کسانیکه عروق باریک دارند
  4. در فصل گرما
  5. کسانیکه احتمال بروز غش دارند
  6. جهت بند آوردن خونریزی در مریضی که خونریزی حاد دارد (اماله ماده)

 

 

فصدی که هدف از آن بند آوردن خونریزی باشد :

همانطور که اسهال را با اسهال و قی را با قی قطع می نمائیم خونریزی را نیز می توان با خارج کردن خون قطع نمود مثلا در مریضی که خونریزی درونی حاد (نزف الدم) دارد (از بینی، سینه، مقعد، رحم و یا زخمها و …) جهت جذب ماده به طرف مخالف می توان فصد کرد.

 

خصوصیات فصدی که هدف از آن بند آوردن خونریزی باشد :

۱٫ این فصد باید بسیار تنگ باشد زیرا مقصود اماله ماده است نه تنقیه آن.

۲٫ در اینگونه فصدها باید ابتدا خون کمی گرفته و چند ثانیه خون را با انگشت بند آورده و سپس رها کرد، چند بار این کار را تکرار کرده تا خونریزی بند آید هر وقت که خونریزی بند آمد نیاز به تکرار فصد نیست، با این روش قوت حفظ شده و ضعف بروز نمی کند.

۳٫ در هر مرتبه تکرار، از دفعه قبل خون کمتری باید گرفته شود. شیخ الرئیس می فرماید: تکرار اعداد فصد بهتر است از افزایش مقدار اخراج خون به یکدفعه.

اگر خونریزی به حدی شدید باشد که با این روش نتوان آن را قطع کرد و ترس از مرگ وجود داشته باشد باید یکباره آن قدر خون از مریض گرفت تا غش کند زیرا غش خون را غلیظ کرده و به سبب غلظت از خونریزی باز می دارد و همچنین غش خون را به تبعیت از طبیعت که مایل و متوجه بسوی قلب است به باطن برده و از خونریزی باز می دارد.

احکام تثنیه فصد :

تثنیه فصد یعنی تکرار فصد از یک موضع. برای این کار باید رگ را در طول و روی مفصل به صورت وسیع گشود تا حرکت مفصل مانع از التیام محل فصد شود، با این وجود اگر قرار باشد تکرار بعد از چند روز صورت بگیرد برای جلوگیری از بسته شدن رگ، پارچه را با روغن زیتون و نمک آغشته و تا نموده روی محل فصد می گذارند و می بندند تا زخم جوش نخورد زیرا روغن زیتون مانع از به هم رسیدن دو لبه زخم و نمک مانع عفونت می شود. در صورت تکرار فصد در همان روز بعد از ۶ ساعت، احتیاج به این کار نیست مگر بیمار دارای پوست کلفت و زود جوش باشد.

نکته :

اگر تیغ فصد را با روغن زیتون و نظایر آن روغن مالی کنند یعنی تیغ را در روغن غوطه داده و با پارچه پاک نمایند تا مختصری چرب باشد باعث کمتر شدن درد فصد و دیر جوش خوردن زخم می شود ولی احتمال عفونت بالاست.

نکته :

اگر قرار باشد تکرار فصد در همان روز اتفاق بیافتد باید بیمار را از خواب بازداشت زیرا که در خواب افعال طبیعی قویتر بوده و باعث التیام سریعتر محل فصد می گردد.

اندیکاسیون تأخیر در تثنیه فصد:

  1. ضعف بنیه مریض که تحمل گرفتن خون یکباره را ندارد پس مهلت داده تا در وقت نیاز که بیمار تحمل دارد فصد تکرار شود حتی اگر بعد از یک هفته باشد.

۲٫  ماده ای که باید خارج شود هنوز نضج کامل نیافته باشد که ابتدا مقداری خون برای کم کردن امتلاء گرفته و صبر می کنیم تا نضج کامل صورت گیرد.

۳٫ ماده ای که باید خارج گردد در اندام دوری باشد که نتوان آن را فصد کرد اندام دیگر را فصد کرده و کمی خون می گیرند تا طبیعت به حرکت آمده و خلط فاسد را به محل فصد آورد اما نهایت تأخیر در این نوع یکساعت است به شرطیکه بیمار ضعف نداشته باشد.

۴٫ خون فاسد بسیار و خون صالح کم باشد که در اینصورت تأخیر تا زمانی است که خون صالح جایگزین خون صالح اولیه که خارج شد گردد تا در این صورت از ضعفی که بعد از فصد به وجود می آید جلوگیری شود.

نکته :

هرگاه مراد از فصد بندآمدن خونریزی باشد فاصله میان فصد اول و دوم یک روز در میان است ولی در صورتی که خونریزی شدید باشد سه ساعت فاصله کافی است به شرطی که موارد گفته شده در قبل رعایت و بعد از بندآمدن خونی گرفته نشود.

اگر تثنیه فصد با فاصله زمان کوتاه منظور باشد برش عرضی و اگر زمان طولانی تر ولی در همان روز باشد مورب و اگر به دفعات و با فاصله بیشتر باشد برش طولی بهتر است زیرا برش عرضی زودتر التیام یافته و بعد مورب و بعد طولی است و این در مورد برش روی شریان است زیرا اکثر الیاف شریان در عرض آن واقع است پس در برش طولی بدلیل پارگی الیاف بیشتر دیرتر التیام می یابد. همچنین شریان هنگام ضربان به صورت عرضی گشاد می شود و این باعث بازشدن لبه های زخم و دیر التیام یافتن برش طولی می شود.

 

                       
               
         
     
 
 

 

 

 

اما در ورید اگر برش روی مفصل باشد به دلیل حرکت مفصل، برش طولی دیرتر از برش مورب و برش مورب دیرتر از عرضی التیام می یابد. اما اگر در محلی غیرمفصلی یا نزدیک آن با شد برعکس است.

هرچه درد هنگام فصد بیشتر باشد برش زودتر التیام می یابد چون شدت درد باعث افزایش قدرت طبیعت می گردد.

خوردن غذای مقوی لطیف و کم حجم بین دو فصد برای حفظ قوت و تقویت بدن نیاز است.

نکته مهم :

مجوز برای هر روش درمانی مراعات حفظ قوت بدن است که از دست نرود.

اندیکاسیون فصد در شب :

۱٫  مجانین

۲٫ کسانیکه وسواس دارند.

مجانین و افرادی که اهل وسواس هستند را در شب هنگام خواب عمیق باید فصد کرد زیرا در شب به خاطر تاریکی و خنکی هوا خواب عمیق تر است و حرکتی ندارند و فصاد راحتتر می تواند فصد کند و اهل وسواس نیز به خاطر ترس از فصد و دیدن خون اجازه فصد نمی دهند و یا ممکن است غش ایجاد شود که فصد در شب باعث ندیدن خون و سرعت التیام موضع فصد است.

یکی دیگر از دلایل فصد در شب، عدم مشغولی طبیعت به ظاهر بدن و توجه به باطن می باشد که باعث می شود در اثر حرارت درونی اخلاط غلیظ رسوب کرده، رقیق شده و به هیجان آمده و با خون مخلوط می گردند و از این جهت است که افرادیکه اخلاط فاسد در بدنشان زیاد است هنگام خواب بسته به نوع خلط، خوابهای رنگی و مختلف می بینند مثلا کسانیکه غلبه سودا دارند کابوسهای ترسناک می بینند. هر گاه علائم امتلاء ظاهر شود باید دید که امتلاء از خون است یا اخلاط بلغمیه نیمه خام زیرا اگر ازاخلاط خام باشد فصد نمایند مضر بوده و خوف هلاکت میرود که در اینصورت باید منضج داد و پس از نضج فصد نمود و اگر امتلاء دموی صرف باشد به محض ظهور علائم می توان فصد نمود.

زمان فصد:

فصد یا اختیاری است یا اضطراری. فصد اضطراری در هر وقت که احتیاج شد بدون تاخیر باید فصد کرد حتی در نیمه شب و اگر سن و توان بدنی مساعد باشد هیچ مانعی وجود ندارد. اما بهترین زمان فصد اختیاری، روزهای۱۵ تا ۲۷ ماه قمری هنگام ظهر یک ساعت بعد از غذا می باشد.

ازاول تا ۱۴ ماه به خصوص هفته اول که نور کم است به دلیل انقلاب و حرکت رطوبت، خون صالح با فاسد مختلط گشته و در آخر ماه نیز به دلیل اینکه اخلاط در آن غلیظ شده و سخت خارج می شود فصد جایز نیست.

بهترین زمان فصد در زمستان روزی است که در آن باد و باران نباشد (طوفان نباشد) و اگر ضرورت شدید وجود داشت روزی که در آن باد جنوبی می وزد بهتر از باد شمالی است زیرا باد جنوبی به نسبت گرمتر است و در فصل تابستان نیز بهترین زمان اعتدال هواست تا طبیعت بدن آرام و بدون تشویش باشد و در صورت ضرورت در تابستان، باد شمالی که باعث خنک و مرطوب شدن هوا می شود بهتر است.

 

قوانین کلی فصد :

۱٫ روزی که مرض در حرکت و ماده آن در ثوران (جوشش) باشد در آن روز فصد و استفراغ ممنوع است زیرا که آن روز، روز نوبه و مجاهده طبیعت با بیماری است و فصد باعث ضعف طبیعت و باز ماندن آن از دفع مرض و غلبه بیماری می شود پس طبیعت در آن روز باید حتی المقدور ساکن بوده و به امر خود مشغول گردد.

  1. در بیماریهای مزمن و صاحب بحرانات محتاج به فصد باید سعی شود که فصد انجام نگیرد اما اگر به هیچ وجه بیماری تسکین نیابد و ناگزیر باید فصد نمود خون بسیار خارج ننمایند تا بدن ضعیف نگردد و اگر احیانا احتیاج به فصد دیگر شد بتوان فصد را چند بار تکرار کرد.

۳. در کسی که هر ساله عادت به فصد دارد (بعید العهد بفصد) در فصل زمستان، سنگینی بدن و خواب زیاد و شیرینی طعم دهان و … که نشانه غلبه خون می باشد حادث شود میتوان او را فصد کرد به شرط آنکه خون کم بگیرند زیرا در این فصل، خون بیشتر از سایر فصول، جهت مقاومت و ایمنی بدن و حفظ از سردی مطلوب است و همچنین به سبب سردی هوا تکاثف در خون ایجاد شده و باعث کم شدن حجم آن می گردد.

  1. در موارد حبس طبیعت (یبوست و خشکی بدن) و قولنج غیرورمی اجتناب از فصد لازم است زیرا فصد ماده را به طرف غیر روده ها کشانده و از روده ها دور می کند و حبس را شدت می بخشد و باعث افزایش ضعف ناشی از شدت بیماری می گردد ولی در قولنج ورمی[۸] جز فصد چاره و علاجی نیست و همچنین گاهی حبس و قبض طبیعت به جهت کثرت ماده که متوجه اعالی (بالاتنه) است می باشد که در این صورت فصد و اخراج ماده باعث انحراف طبیعت از بالا به طرف دفع فضولات و از بین رفتن احتباس می شود و نیز انصراف طبیعت به جهت دیگر (غیر از روده ها) باعث می شود صفرا به روده ها نرسیده و حبس ایجاد شود که در این صورت نیز با فصد، صفرا (که محرک روده می باشد) متوجه روده ها شده و باعث رفع یبوست می شود. گاهی ورم مجرای میان کیسه صفرا و روده ها مانع رسیدن صفرا به روده ها و ایجاد یبوست می شود که در این صورت نیز فصد مفید خواهد بود.
  2. زنان حامله و حایض را حتی المقدور نباید فصد کرد مگر ضرورت قوی وجود داشته باشد.

دلیل ممنوعیت فصد در زنان حامله:

خروج خون باعث فقدان غذای جنین و ضعف آن می گردد بنابراین طبیعت نمی تواند جنین را حفظ کرده و لذا سقط می نماید. همچنین هر استفراغ قوی دیگر، تقلیل غذا یا تغذیه با غذاهای دارای ارزش غذایی پائین، در حکم فصد و باعث سقط شده و لذا ممنوع می باشد. با این تفاوت که سقط به دنبال این موارد قبل از ماه چهارم و بعد از ماه هفتم [۹]روی می دهد به خلاف فصد که موجب سقط هنگامی می شود که جنین بزرگ شده و وزن گرفته است که در این صورت احتیاج به غذا بیشتر شده و از کمبود آن ضعف بیشتر حادث می شود بنابراین طبیعت قادر به تحمل آن نبوده و جنین سقط می شود. پس ضرر فصد قبل از ماه هفتم از تکون کمتر می باشد به شرط آنکه سبب سقط فقط کمبود غذا باشد به خلاف استفراغات دیگر که علت سقط در آنها بیشتر به علت ایجاد اضطراب در بدن و کاهش رطوبت است چون داروی مستفرغ رطوبت را جذب کرده و باعث سقط می شود.

اندیکاسیون فصد در زنان حامله :

  1. زوال آفت بالفعل یعنی وقتی بیماری جدی دمویه ایجاد شده باشد و بدون فصد قابل درمان نباشد و اگر فصد ننمایند جان مادر در خطر افتد در اینصورت باید رگ را تنگ باز کرده و خون کمتری بگیرند تا ضعف کمتر عارض گردد.
  2. جهت ایمنی مادر یا نوزاد از حدوث بیماریهای دمویه به شرط اینکه با امتحان و تجربه یقین حاصل شده باشد اگر فصد انجام شود بعد از زایمان مادر و جنین هر دو سالمتر خواهند بود و در غیر این صورت هر دو یا یکی (مادر و جنین) به آفات و امراضی مثل جوش و چرک و دمل و… مبتلا خواهند شد و این مخصوص دموی مزاجان کثیرالدم می باشد و در صورت یقین کامل، جایز است و با حدس و گمان فصد نباید نمود.

دلایل ممنوعیت فصد در زنان حایض :

الف)ممکن است در اثر توجه طبیعت و خون به سمت دیگر به دنبال فصد خون حیض قطع و حبس شود.

ب) ممکن است در اثر افراط در خروج خون ضعف شدید عارض گردد.

اگر ترس از این دو مورد نبوده و احتیاج به فصد باشد هر چند خیلی ضروری نیز نباشد باید فصد نمود و به مقدار ضرورت خون گرفت.

۶٫  هر گاه علائم امتلاء ظاهر شود باید دید که امتلاء از خون است یا اخلاط بلغمی نیمه خام زیرا اگر از اخلاط خام باشد فصد نمایند مضر بوده و خوف هلاکت میرود که در این صورت باید منضج داد و پس از نضج فصد نمود و اگر امتلاء دموی خالص باشد به محض ظهور علائم می توان فصد نمود.

۷٫ در سوداوی مزاجان که سودا در مزاج ایشان غالب باشد باید ابتدا فصد کرد و سپس منضج و مسهل داد.

۸٫  هرگاه خون در بدن به مقدار کم فاسد شود باید فصد نمود اما با خونگیری کم و بعد از آن با غذاهای لطیف و محمود تقویت نموده و صبر کرده و دوباره همان فصد را باز کنند ( به آن تثنیه فصد گویند که در ادامه توضیح داده خواهد شد) تا آنکه خون فاسد خارج شده و خون صالح محفوظ ماند زیرا طبیعت بدن، مانع خروج خون صالح می گردد و همه توجه آن بر دفع خلط فاسد است مگر آنکه خون فاسد، غلیظ و لزج باشد که طبیعت نتواند بر آن غلبه یابد.

نکته :

هر گاه خون محمود در بدن کم و اخلاط فاسده زیاد باشد باید از فصد اجتناب کرد زیرا هر چند طبیعت متوجه دفع فاسد و حفظ صالح است ولی نمی تواند مانع شود که مطلقا هیچ خون صالحی خارج نشود پس ناگزیر مقداری از خون صالح نیز همراه با اخلاط فاسد دفع شده و این باعث افزایش تضعیف بدن می شود پس در این موارد مطلقا نباید فصد کرد مگر در صورت حاجت قوی و با ملاحظه موارد بالا که نادر است.

  1. هر گاه خون در بدن شخصی مایل به عضو خاصی باشد که سبب بیماری گردد و فصد لازم باشد باید اخراج خون اندک اندک و به دفعات صورت گیرد (تثنیه فصد) زیرا خون هایی که مایل به عضو خاصی نیستند و در بدن در جریانند بیشتر خارج می شوند پس باید به تکرار و کم کم و همراه با تقویت بدن و تجویز غذاهای صالح مولد خون جید، فصد صورت گیرد تا ضعف روی ندهد.

۱۰    . هرگاه در مریضی که نیاز به فصد دارد اخلاط فاسد مخلوط با صفرا باشد باید دید که بیماری به علت افزایش کمیت است یا تغییر در کیفیت آن؟ اگر افزایش مقدار صفرا در معده باشد با قی و اگر در روده ها باشد با اسهال لطیف خفیف تخلیه کرده و اگر تغییر در کیفیت است در تسکین و خنک کردن آن کوشند و مریض را از هر چه که باعث طغیان آن است باز دارند و بعد از حصول تنقیه یا تطفیه فصد نمایند تا هیچ آسیبی ایجاد نگردد.

نکته :

اگر ماده غلیظ و محتاج به فصد باشد طبق نظر همه اطباء باید ابتدا استحمام کند و سکنجبین ملطف معمول مثل سکنجبین زوفا و حاشا بیاشامد تا ماده لطیف شده و فصد نمایند. راه رفتن را نیز بعضی از اطبا جزء تدابیر لطیف کننده دانسته اند اما بعضی دیگر آن را منع کرده و گفته اند که استراحت و سکون به هضم کمک کرده و نضج در آن بیشتر اتفاق می افتد پس اولی تر است.

۱۱٫ هر گاه با وجود ضعف بدن به سبب تب و یا اخلاط پست احتیاج به فصد شد باید فصد تثنیه و به دفعات انجام شود تا خروج ماده با مراعات قوت بدن باشد.

۱۲٫ اگر در فصد خون زیاد گرفته شود گرمی خون باقی مانده و چون رطوبت کم شود صفرا به حرکت آمده و اجزای لطیف خون به صفرا تبدیل می گردند و بعد از چنین فصدی زبان خشک می شود زیرا رطوبت زبان نسبت به سایر رطوبت ها لطیف تر بوده و زودتر از بین می رود پس اول خشکی زبان روی می دهد در چنین حالتی باید ماءالشعیر و شکر که غذای لطیفی است به بیمار خورانده شود و اگر احتیاج به تقویت بیشتر باشد گوشت بزغاله یا گنجشک در آن اضافه کنند و به سبب ضعف معده و کاهش قدرت هضم آن بعد از فصد غذای زیاد و حجیم میل نکنند.

۱۳٫ بهتر است بیمار هنگام فصد، به پشت خوابیده و طبیب نبض وی را در دست داشته باشد تا هر گونه تغییر یا ضعفی را متوجه شود.

 

احکام فصد بر حسب انواع تب (حمی) :

  1. ۱٫ در تب با التهاب شدید و در ابتدای تب غیر حاده و در ایام دور آنها باید از فصد اجتناب کرد.

دلیل پرهیز از فصد در تب با التهاب شدید :

الف. در چنین تبهایی صفرا غالب است نه خون پس باید مسهل داد نه فصد.

ب. اخراج خون باعث کاهش رطوبت و افزایش صفرا می شود در نتیجه التهاب شدت می یابد.

ج. در چنین تبهایی بدن تحلیل می رود و فصد نیز ضعف بدن را بیشتر می کند.

دلیل اجتناب از فصد در ابتدای تبهای غیر حاده :

الف. اگر غلبه خون نباشد که دلیل آن واضح بوده و فصد جایز نمی باشد.

ب. اگر غلبه خون باشد ماده غلیظ است و گرفتن خون باعث افزایش سرما و افزایش غلظت خون خواهد شد، اما اگر خون کم بگیرند باعث سبکی طبیعت و غلبه آن بر بیماری می شود و زود نضج می یابد.

نکته :

اگر در تبهای غیر حاده، نضج یافته باشد فصد مفید خواهد بود.

دلیل پرهیز از فصد در ایام دور یا روزهای نوبه:

در این روزها طبیعت مشغول دفع مرض است و فصد موجب اضطراب و تشویش طبیعت و ضعف آن می شود و از کار خود باز می دارد.

۲٫ تب همراه با تشنج خشک یا مرطوب :

الف. تشنج خشک: در تبهای محرقه ایجاد شده و باعث ضعف اعصاب و بیداری و تعریق بسیار و ضعف بدن است و اخراج خون در این حالت مضر بوده و باعث شدت بیماری می گردد.

ب. تشنج مر طوب: اگر به سبب امتلاء اعصاب از بلغم باشد که فصد جایز نیست و اگر از غلبه خون باشد فصد در آن جایز است به شرطی که خون کم بگیرند که باعث ضعف بدن و تشنج نگردد.

۳٫ درحمی یوم و حمی سونوخس به دلیل امتلاء بدن از خون فصد جایز است ولی باید خون کم گرفت یعنی خون به اعتدال نرسیده فصد را تمام کرد و بند آورد تا احتیاج به تقویت و خوردن غذای زیاد نباشد زیرا زیاد خوردن غذا در حمیات، باعث ازدیاد تب و اضطراب طبیعت می شود و حرارت طبخ غذا و افزایش بخارات آن باعث افزایش حرارت قلب و سایر اعضا می شود پس اگر خون کمی بگیرند بدن مابقی را صرف تغذیه بدن کرده و به تدریج مصرف می کند و احتیاج به غذای زیاد ندارد.

سؤال:

اگر در تب سونوخس که علت آن امتلای خون است باید خون به حداعتدال نرسیده بند آورده شود پس چرا در تب مطبقه که تب دموی عفونی است و به جهت عفونت، تحلیل قوا در آن بیشتر و احتیاج به غذا نیز بیشتر است تقلیل خون گیری لازم و ضروری نیست؟

جواب :

این مطلب که در تب حمی عفنیه (عفونی) احتیاج به غذا بیشتر است درست نیست بلکه اصلا به غذا احتیاج ندارد چون طبیعت متوجه اصلاح عفونت و تحلیل فضولات است و اصلا متوجه جذب غذا نیست و از این جهت در تب مطبقه تا اعتدال در مقدار آن ظاهر گردد می توان خون گرفت خصوصا اگر نبض عظیم و پهن و ادرار غلیظ و مایل به قرمزی باشد مگر هنگامیکه تب مطبقه شدید الالتهاب باشد که در اینصورت تقلیل اخراج خون ضروری است به دلیلی که ذکر شد. اگر ادرار رقیق بود و نبض ضعیف، اصلا نباید فصد کرد هر چند تب مطبقه باشد چون ادرار رقیق اگر به سبب تنگی یا بسته شدن مجرا نباشد (علل انسدادی) دلیل کمی خون است و در چنین حالتی فصد جایز نیست اما اگر دلیل انسدادی دارد و نبض قوی باشد باید فصد کرد.

۴٫ در تبهایی که همراه با لرز قوی باشند فصد جایز نیست چون لرز دلیل بر عفونت سرد مانند بلغم و سودا می باشد. عفونت صفراوی باعث سیخ شدن موها (قشعریره) می شود نه لرز شدید، عفونت خون قشعریره هم ندارد مگر به ندرت. در تعفن ماده سرد فصد جایز نیست مگر هنگامیکه همراه با غلبه خون باشد و سن و فصل و عادت ایجاب کند که در این صورت فصد نمودن و کمی خون گرفتن جایز است خصوصا اگر بعد از نضج ماده متعفنه باشد ولی فصد در لرز و یا تکرار فصد و خون گرفتن زیاد باعث انقلاب صفرا و افزایش خامی بلغم خواهد شد.

نکته :

هرگاه تب همراه با ادرار سفید و رقیق و یا افزایش صفرا بود فصد جایز نیست چون فصد باعث افزایش غلبه صفرا می شود.

نکته :

اگر در تبی فصد جایز باشد و موانع فصد وجود نداشته باشد باید بلافاصله فصد کرد هر چند چهل روز از بیماری گذشته باشد (مزمن شده باشد) و آنچه بعضی از اطبا گفته اند بعد از چهل روز بیماری نباید فصد کرد اعتباری ندارد.

۵٫ هر گاه در بیمار تبدار، فصد ضروری نباشد و مانعی نیز برای فصد مثل غلبه صفرا و یا بلغم وجود نداشته باشد بهتر آن است که فصد کنند و خون کمی بگیرند تا طبیعت قوت گرفته و بتواند ماده مرض را دفع کرده و تب فروکش نماید البته باید سن و جثه و توان فرد در نظر گرفته شود.

نکته مهم :

هر گاه تب دموی باشد و برای فصد و اخراج خون زیاد، مانعی نباشد و دو روز از بیماری گذشته باشد باید خون زیاد بگیرند که در اکثر اوقات حین فصد، تب قطع می گردد اما در روز اول و دوم چون هنوز ماده نضج نیافته، افراط در خونگیری نباید کرد و این با گفته قبلی که خون احتیاج به منضج ندارد منافاتی ندارد چون اخراج خون با زیاده روی در اخراج متفاوت است. در دو روز اول می توان فصد کرد ولی خونگیری باید کمتر انجام شود. هر خلطی احتیاج به نضج دارد ولی ماده خون نسبت به اخلاط دیگر به دلیل حرارت و رطوبت بالا نضج یافته تر است و سریعتر از اخلاط دیگر نضج می یابد و اگر مانعی نداشته باشد در روز سوم نضج آن تمام می گردد.

 

نکاتی که باید قبل و بعد از فصد به آن توجه شود:

  1. حمام: به جهت اینکه نرمی پوست باعث سرخوردن پوست و مشکل شدن فصد می شود قبل از فصد نباید حمام رفت اما اگر کسی که قرار است فصد شود دارای غلظت خون و یا پوست ضخیم باشد برای رقیق شدن خون و نرمی پوست بهتر است قبل از فصد به حمام برود. بعد از فصد، حمام محلل یعنی حمامی که بسیار گرم و طولانی مدت باشد باعث تحلیل بدن می شود ولی حمام معتدل برای نرمی بدن و التیام موضع فصد مفید بوده و باعث تحلیل اخلاط فاسد باقی مانده می گردد.
  2. خوردن و آشامیدن زیاد: در اثر فصد طبیعت ضعیف شده و معده تحمل هضم غذا را ندارد و هضم ناتمام باعث فساد می گردد پس بعد از فصد باید تا ۳-۲ روز غذای لطیف کم بخورند و به تدریج به عادت گذشته برسانند.
  3. حرکات نفسانی و بدنی شدید: چون بدن را ضعیف می کنند مثل غضب، شادی، ترس و جماع.
  4. خواب: از آن جهت که فصد اخلاط را به جریان انداخته و باعث حرکت بخارات می شود، خواب بعد از فصد باعث حبس این بخارات در عضله و بی حالی اعضاء می گردد. کمترین فاصله میان فصد و خواب شش ساعت است. اما اشخاصی که معتاد به خواب می باشند باید فصد ایشان را در بیشترین فاصله از زمان خواب انجام داد و حداقل ۳ ساعت بعد بخوابند.
  5. ورزش: باعث حرکت و طغیان اخلاط شده و فصد بعد از آن باعث شدت خواهد شد و به دلیل حرکت اخلاط بدن گرم شده و گاهی تب عارض می شود که تب نیز، خود محلل قوا بوده و ضعف ناشی از فصد را شدت می بخشد.

 

وسائلی که هنگام فصد باید مهیا باشد :

۱ ) انواع تیغ فصد به تعداد بیشتر از نیاز: در قدیم تیغها، شکلهای مختلف داشتند که برای فصد خاص و مکانهای مختلف مورد استفاده قرار می گرفتند مثل تیغ ذی شفره که هر دو طرف تیغ تیز بوده و برای عروق زواله مثل وداجین استفاده می شد.

۲) پر یا چوبی که برای قی آوردن باشد (امروزه می توان از آبسلانگ استفاده کرد): اگر هنگام فصد احتیاج به قی شود باید سریع قی کرد تا بخارات به قلب نرسد و موجب غش نشود و اگر غش عارض گردد نیز برای درمان، قی از سریعترین درمانهاست.

۳) دواءالمسک و اقراص المسک یا پادزهر معدنی: که اگر ضعف و غش عارض گردد قدری از آن را به او بخورانند و به جهت اینکه روح حیوانی را تحریک می کند بهترین درمان برای غش می باشد.

۴) پشم خرگوش و دواءالصبر و کندر را طبق دستوری که در ادامه گفته می شود برای جلوگیری از خونریزی آماده داشته باشد.

 

عروق قابل فصد در سر و گردن و حلق :

به طور کلی گشودن این رگها به صورت مورب بهتر است مگر رگ وداجین.

  1. ورید جبهه(supra orbital vein): رگ پیشانی است که در وسط ابروان کشیده شده است.

فایده فصد آن: رفع سنگینی سر و چشم و سردرد مزمن و بیماریهای سر است.

روش فصد آن: باید احتیاط کنند تا وتر پلک فوقانی بریده نشود که باعث افتادگی پلک می شود.

۲٫ عروق یافوخ(emissary vein) : رگ ممتد و کشیده در وسط سر است.

فایده فصد آن: برای بیماریهای شقیقه و قروح سر مفید است.

۳٫ عرق الصدغین(supra frontotemporal v.): دو رگ که روی گیجگاه واقعند.

۴٫ عرق الماقین(nasofrontal v.): دورگ که در دو گوشه داخلی چشم قرار دارند و معمولا دیده نمی شوند مگر وقتی که گردن را محکم بسته و دهان را باز کنند که رگ پیدا شود.

فایده فصد آن: دفع سردرد و ورم مزمن ملتحمه.

روش فصد آن: بعد از بستن گردن وقتی رگ ظاهر شد تیغ را به آرامی در آن فرو برند که سطح بالایی آن را ببرد و اگر زیاد فرو برند احتمال ناسور (فیستول) است. این رگ خون زیادی نداشته ولی اگر احیانا خون زیاد خارج شود باید با صمغ عربی بسیار نرم آسیاب شده خونریزی را بند آورد.

۵٫ عروق خلف گوش(posterior oricolary ): سه رگند که پشت گوش واقعند و یکی از آنها ظاهرتر از بقیه است.

فایده فصد آن: در ابتدای بیماری کاتاراکت و قروح گوش و پشت سر مفید است و مانع از رسیدن بخارات معده به سر می شود و نظر اکثر اطبا این است که فصد این عروق باعث نازایی می شود ولی جالینوس مخالف است.

۶٫ عروق وداجین(external jugular): دو رگ بزرگند که در دو طرف گردن قرار دارند.

فایده فصد آن: در ابتدای جذام، خناق، تنگی نفس و آسم گرم و گرفتگی صدا و پنومونی و سرگیجه ای که منشاء آن اجتماع فضولات در وداجین باشد مفید است.

روش فصد آن: سر بیمار را به طرف مقابل خم کرده تا رگ کشیده شده و پیدا شود سپس باید دید که به کدام طرف حرکت می کند از طرف خلاف حرکت بگیرند و با تیغ دولبه (ذی شفره) به صورت طولی رگ را بزنند.

۷٫ عرق ارنبه(lateral nasal)رگی است که بر نوک بینی محل اتصال دو غضروف وجود دارد که در اطفال با ماساژ ظاهر شده و در بالغین با چشم دیده می شود.

فایده فصد آن: در درمان بیماریهای پوستی کلف و تیرگی پوست صورت و بینی، پولیپ و خارش بینی موثر است.

روش فصد آن: تیغ فصد این رگ باید دارای نوک بلندی باشد و بدون بستن گردن تیغ را در رگ فرو برده و خون کمی بگیرند.

۸٫ عرق تحت الخشاء(occipital v.): پشت گوش نزدیک استخوان خشاء قرار دارد. محل فصد آن جای حجامت نقره است .

فایده فصد آن: درمان سیاهی رفتن چشم هنگام برخاستن از جا که به خاطر بخارات لطیف که در سر وجود دارد می باشد مفید است.

۹٫ چهار رگ(buccal v.): چهار رگند که بر دو لب بالا و پائین در دو طرف قرار دارند و وقتی لب را به طرف بیرون برگردانند دیده می شود به خصوص وقتی که گردن بسته باشد.

فایده فصد آن: در رفع بیماریهای کام و آفت دهان و لثه و ورم و ترک لب موثر است.

طریقه فصد آن: تیغ مخصوص فصد این رگ ورده نامیده می شود که سر آن گرد و نوکدار می باشد.

۱۰٫ عرق باطن ذقن(facial v.): زیر زبان درون چانه واقع بوده و برای رفع خناق و ورم لوزه ها مفید است.

۱۱٫ عرق تحت لسان(sub lingual): در زیر زبان بوده و رگ زبان نامیده می شود.

فایده فصد آن: در رفع لکنت زبان ناشی از کثرت خون و ورمهای حلق وآفت دهان و سلعه نافع است.

روش فصد آن: فصد این رگ و سایر رگهای دهان به این صورت است که بعد از بستن گردن زبان را با پارچه تمیزی گرفته و بالا آورده که رگ خوب ظاهر شود سپس بطول رگ را بشکافند.

۱۲٫ عرق عنفقه(sub mental): عنفقه به موهایی گفته می شود که بین لب پائین و چانه واقع است که در فارسی بچه ریش می گویند و این رگ نیز به خاطر واقع شدن در این محل به این اسم نامیده می شود.

فایده فصد آن: فصد آن رفع بوی بد دهان می کند.

۱۳ . عرق لبه(supra sterna v.): لبه محل اتصال دو استخوان چنبره گردن است.

فایده فصد آن: در رفع امراض فم معده مفید است.

۱۴٫ عرق المنخرین(anterior ethmoidal v.): دو رگ باریک درون سوراخ بینی هستند.

فایده فصد آن: در استخراج رطوبت و خون از چشم مفید است شاید در بیماری اهوه نیز مفید باشد.

روش فصد آن: مریض در آفتاب طوری بایستد که هر دو سوراخ بینی مقابل آفتاب باشد نفس را حبس نماید تا صورت سرخ و برافروخته شده و هر دو رگ ظاهر شوند پس فصاد آن را فصد نماید.

عروق قابل فصد شکم :

۱) وریدی که بر کبد واقع است و فصد آن امراض کبد را رفع می کند.

۲) وریدی که بر طحال واقع است و امراض طحال را رفع می کند.

وریدهای قابل فصد در دست :

۱) قیفال        ۲) اکحل              ۳) باسلیق            ۴) حبل الذارع        ۵) ابطی              ۶) اسیلم

در هر وسطی یک ورید از کتف آمده و آن را کتفی و ورید دیگر از طرف ابط ( آگزیلا ) آمده که آن را ابطی گویند. کتفی در بازو منشعب گشته و یک شاخه آن به کنار زند اعلی رفته به تنهایی ورید قیفال را می سازد و بقیه شاخه ها پائین آمده با شاخه های ابطی مخلوط گشته و بقیه وریدهای دست به جز قیفال و گاهی حبل الذارع را می سازند.

۱٫ قیفال(سفالیک):

قیفال کلمه یونانی به معنی کناره هر شی می باشد و چون این ورید در کناره ساعد واقع شده به این نام نامیده می شود و همچنین به معنی پادشاه نیز می باشد چون از سر که پادشاه بدن است می آید و به فارسی نیز به آن سر رو گویند.

فایده فصد قیفال :

فصد آن مخصوص اخراج خون از سر و گردن است و در بیماریهای مغز و چشم و حلق آن را می گشایند.

روش فصد ورید قیفال :

بالاتر از آرنج، سرعضله دو سر را بالا نگهداشته و محکم ببندند که رگ خوب ظاهر شود و پوست آسیب نبیند و از نزدیکترین جای آرنج که نرم باشد رگ را وسیع (معتدل الشق) باز کرده تا آنکه خون لازم تخلیه شود. چون خون این رگ غلیظ است فصد ضیق نباید کرد. اگر فصاد اشتباه کرده و رگ را پیدا نکند باید دوباره سعی کرده و زود رگ را بیابد و آن را باز کند در غیر این صورت ورم می کند. اگر رگ در جای خود نباشد، شاخه ای از آن که در خارج ساعد است را باز کنند. این محل بهترین محل فصد قیفال است چون احتمال آسیب به عضله و شریان و عصب کمتر است و این در مورد اکحل، باسلیق و ابطی نیز صادق است.

قریشی در شرح قانون گفته است که فصد این چهار رگ باید بالای آرنج باشد بر خلاف آنچه که رایج شده است زیرا اگر محل شکاف پائین آرنج باشد خون به آسانی خارج نمی گردد و هرگاه دست حرکت کند پوست آن جمع گشته و روی شکاف را می پوشاند و مانع خروج خون می گردد. همچنین در زیر آرنج شریان و عصب و عضله فراوان است و احتمال آسیب به آنها وجود دارد.

۲٫ اکحل :

اکحل مشتق از کلمه یونانی کحلاوش به معنی شی مرکب است چون این رگ زیر قیفال و بالای باسلیق قرار داشته و مرکب از هر دو می باشد و در وسط و داخل ساعد با کمی تمایل به بالا واقع است. خون این رگ به نسبت بیشتر بوده و رنگ آن کحلی (سرمه ای) بوده و بدین جهت به این اسم مشهور گشته است. این رگ را در عربی نهرالبدن و در فارسی رگ بدن یا هفت اندام می نامند.

فایده فصد اکحل :

فصدآن تنقیه کل بدن بوده و در همه بیماریهای فراگیر و غلبه خون آن را می گشایند.

روش فصد اکحل :

این رگ را باید بالای آرنج و با ملایمت به صورت طولی گشود که جدار زیرین رگ آسیبی نبیند چون در زیر آن عصبی موازی با آن مفروش است همچنین در دو طرف آن نیز عصب بوده که در برش مورب احتمال آسیب به آنها وجود دارد و نیز همانطور که گفتیم رگهای مفصلی باید به صورت طولی بریده شوند به جهت سرعت التیام و خروج راحتتر خون.

نکته :

گاهی بالای رگ اکحل وتری وجود دارد که فصاد باید قبل از فصد تلاش در پیدا کردن آن نماید و مواظب باشد که تیغ به آن نخورد. هرگاه رگ غلیظ و برجسته باشد این وتر ظاهرتر می شود که اگر در این صورت آسیب ببیند ضرر بیشتری دارد چون هوا به آن می رسد و سردی هوا برای وتر مجروح مضر است. برای درمان آن باید ابتدا جلوی ترمیم پوست را گرفته و محل جراحت و کل دست را با روغنهای گرم مناسب مثل روغن زیتون و یا روغن حیوانی بسته و به ترمیم عصب بپردازند و سپس پوست را ترمیم کنند و از استعمال داروهای سرد بپرهیزند.

نکته :

هر چند در اکثر افراد، زیر ورید قیفال و اکحل شریانی وجود ندارد ولی به ندرت ممکن است دیده شود پس احتیاط بر آنست که قبل از فصد برای یافتن نبض در محل فصد تلاش کنند.

۳٫ باسلیق (بازیلیک) :

در لغت یونانی به معنی پادشاه عظیم است چون این رگ شاخه بزرگی از ابطی بوده و با رگی که از کتف می آید مخلوط می گردد به این اسم موسوم گشته و از کنار داخلی ساعد مایل به پائین می گذرد.

عده ای معتقدند چون این ورید به قلب و مغز و ریه و دیافراگم و سینه متصل است به رگهایی که از کبد می آیند شرافت داشته و به این جهت به باسلیق یا پادشاه عظیم شهرت دارد.

فایده  فصد  باسلیق :

اخراج خون از کبد و طحال و ریه و رانها و ساقها و پا و….  می باشد و در کل، تنقیه کل بدن به جز سر و گردن می باشد.

روش فصد با سلیق :

همانطور که در فصد قیفال نیز گفته شد ابتدا باید جستجو کرد که شریان در کجای ورید قرار دارد؟ اگر در زیر ورید است که در اکثر مواقع چنین می باشد باید تیغ را طوری فرو برند که فقط سطح بالای رگ را به صورت طولی بشکافد تا به سطح زیرین و شریان آسیبی نرسد و اگر شریان در طرفین ورید باشد باید تیغ را با احتیاط فرو کرده که مورب نبوده و به شریان آسیبی نرسد. همچنین زیر باسلیق عصب و عضله نیز وجود دارد که باید هنگام فصد مراقب آنها نیز بود.

نکته :

گاهی بعد از بستن رگ، گره ای به شکل نخود در رگ به وجود می آید که یا از ورید باسلیق است و یا شریان کنار آن که در هر دو صورت باید باند را باز کرده و محل را به نرمی ماساژ داده تا رفع گردد و دوباره ببندند و اگر عود کند باز کرده و آنقدر تکرار کنند تا گره برطرف شود و یا در کیسه ای زردچوبه کوبیده گرم کرده، ریخته و روی محل گذارند تا گره برطرف شود. اگر بعد از بستن رگ، سرخی یا کبودی در محل ایجاد شود نیز چنین است و اگر با این روشها بر طرف نشد به ناچار باید فصد ابطی کرد (این مخصوص فصد باسلیق نیست و هر رگ دیگری هنگام بستن در آن گره ای شبیه نخود ایجاد شد تا از بین نرود نباید رگ را گشود.)

نکته :

گاهی به خاطر بخارات غلیظ و یا بستن رگ و … ضربان شریان ضعیف گشته و شبیه ورید می گردد و فصاد به اشتباه آن را می گشاید برای جلوگیری از آن باید قبل از بستن شریان را پیدا کرده و با نقطه سیاهی روی پوست علامت گذارد بعد از آن دست را بسته و فصد نمایند.

نکته مهم :

شیخ الرئیس در قانون در ابتدای بحث عروق مفصوده نوشته که رگ در بالای آرنج گشوده شود و قریشی در شرح خود نیز چنان گفته ولی در بحث فصد باسلیق شیخ الرئیس معتقد است هر چه رگ پائین تر از آرنج گشوده شود بهتر است و صاحب ذخیره نیز تائید کرده است. در بیان تناقض میان این دو گفته باید گفت که چون در اکثر افراد در کنار رگ باسلیق شریانی وجود دارد که هر چه از آرنج دورتر شود از آن فاصله می گیرد، اگر فصد پائین تر از آرنج باشد احتمال آسیب به شریان کمتر می شود ولی اگر در فردی شریانی کنار باسلیق نباشد فصد بالای آرنج مانعی ندارد.

اگر به اشتباه به شریان آسیب رسید باید سریع باند را باز کرده و پودر کندر و دم الاخوین و صبر دمر هر یک برابر و یک چهارم وزن آن قلقطار و زاج اضافه کرده و کاملا نرم بسایند و با پشم خرگوش مخلوط کرده و به شکل حب ساخته و در شکاف رگ گذارند و آب خیلی سرد روی آن بریزند و بالاتر از موضع فصد، رگ را ببندند به نحوی که خونریزی بند آید ولی آسیبی به دست نرسد و تا ۳ روز باز نکنند و زیاد حرکت ندهند و بر بالشی تکیه دهند و با داروهای قابضه ضماد کنند تا رگ کاملا ترمیم شود.

علامت آسیب دیدن شریان: خون رقیق روشن با جهش بیرون آمده و نبض ضعیف می شود و اکثر فصادان در این حالت شریان را به طرفی دیگر می رانند که روی هم جمع گشته و گوشت روی آن آمده و باعث بند آمدن خون شود.

۴)حبل الذراع :

به جهت اینکه مسیر آن به ریسمان شباهت دارد به این اسم مسمی گشته است. محل دقیق آن مورد اختلاف بوده و دارای واریاسیونهای مختلف می باشد ولی معمولا از داخل ساعد ظاهر شده کمی به طرف بالا و سپس به طرف خارج رفته و به انگشت کوچک می رسد پس هر رگی غیر از اکحل و باسلیق در این مسیر دیده شد باید حبل الذراع نامیده شود خواه بین اکحل و باسلیق باشد یا بین باسلیق و ابطی.

فایده فصد آن: شیخ الرئیس و قدمای دیگر آن را از قیفال و فصد آن را نیز در حکم فصد قیفال دانسته اند و صاحب ذخیره و بعضی از متأخرین آن را از باسلیق و فصد آن را نیز در حکم فصد با سلیق می دانند و بعضی از اطباء نیز به این عقیده اند رگی که وجود یا عدم وجود آن مورد اختلاف است فصد کردن آن چه ضرورتی دارد.

روش فصد آن: بهترین شکل فصد آن به صورت مورب است مگر در صورتیکه در دو طرف آن شریان باشد که در این صورت باید طولی گشوده شود.

۵٫ ابطی :

این رگ شاخه ای از باسلیق بوده و به همین دلیل باسلیق ابطی نامیده می شود و از کنار خارجی آرنج به محاذات ابط واقعست و چون شریانی زیر آن وجود ندارد آن را اسلم نیز گویند.

روش فصد ورید ابطی: ابتدا باید رگ را بسیار ماساژ داده و آب گرم روی آن بریزند تا رگ گشاد شده و خون رقیق شود چون ابطی تنگ بوده و خون آن غلیظ است. سپس با طناب یا باند بلندی آن را ببندند تا زیر تیغ حرکت نکرده و به طرفین نلغزد زیرا ابطی در جای خود ثابت نیست و لغزنده است و دست را طوری صاف نگه دارند که زاویه زیر بغل قائمه باشد به جهت انزراق (راحت دفع شدن خون) و رگ را با انگشت شصت نگه داشته و سپس فصد کنند.

۶٫ اسیلم:

اسیلم رگ معروفی است که ادامه ابطی بوده و محل فصد آن بین انگشت ۴ و ۵ دست است. اسیلم اسم مصغر اسلم بوده و چون همانطوری که گفته شد هیچ شریانی در زیر و طرفین آن وجود ندارد می توان فصد مورب نیز کرد ولی با این وجود فصد طولی ارجح است.

فایده فصد اسیلم: فصد اسیلم راست برای دردهای کبد و ریه و دیافراگم راست و فصد اسیلم چپ برای بیماریهای قلب و ریه و دیافراگم چپ و طحال مفید است به شرطی که منشاء این دردها از کبد نباشد که در غیر این صورت فصد اسیلم راست مفیدتر است. در طب اکبری فصد اسیلم چپ را در بیماری دوار (سرگیجه) که منشاء آن طحال باشد مفید دانسته است.

هر چند فصد باسلیق راست برای امراض کبد و اطراف آن و فصد باسلیق چپ برای امراض طحال و اطراف آن نافع است ولی اسیلم به خاطر اماله ماده به دور دست با خونگیری کم نفع زیاد دارد.

شیخ الرئیس فصد اسیلم را در دردهای مفاصل مفیدتر از فصد باسلیق دانسته و ملاقطب در شرح قانون نوشته که فصد اسیلم چپ برای بواسیر و دردهای مزمن پشت و کمر مفیدتر است.

عروق قابل فصد پا :

۱) ورید صافن Creat saphenous)):

ورید بزرگی است که از طرف داخل و جلوی مچ پائین آمده و چون در زیر و دوطرف آن شریان و عصبی وجود ندارد صافن یعنی سالم نامیده می شود.

فایده فصد صافن :

استفراغ خون از اعضاء زیر کبد بوده و باعث کشیده شدن ماده از بالاتنه به پائین می شود و به همین دلیل در امراض دمویه مغز آنرا مفید دانسته اند. قریشی در مبحث سبات( بیهوشی و خواب طولانی) در شرح قانون می گوید وقتی که ماده در اول صعود بوده و هنوز صعود تمام نشده باشد فصد صافن و حجامت ساقین ارجح است ولی در آخر صعود فصد قیفال باید کرد. اما هرگاه ماده در سر مستقر گردد و صعود قطع شده باشد فصد عروق جبهه و حجامت نقره مفیدتر است. در شرح اسباب و علامات در بحث مالیخولیا ذکر شده که اگر علت مالیخولیا امتلاء بدن باشد به خصوص در زنان، فصد صافن ارجح تر از فصد قیفال است چون ماده به مکانی دورتر منتقل می شود. فواید دیگر فصد آن در درمان ادرار طمث (هیپرمنوره) و خونریزی بواسیر و خارش ران و بیماریهای اندام تناسلی مفید بوده و همچنین جانشین فصد عرق النساء در بیماری سیاتیک است.

روش فصد آن:

پا را از بالای مچ ببندند و چند قدمی راه برود و اگر رگ ظاهر نشد، توپ یا چیز گردی زیر پا گذاشته و روی آن فشار دهد تا رگ خوب ظاهر شود و سپس رگ را بشکافند[۱۰] و مریض ایستاده باشد تا خون به راحتی خارج گردد. در بعضی مردم این رگ مستقیم آمده و منشعب نمی گردد و در برخی دیگر نزدیک مچ دو شاخه شده و از دو طرف آن به پائین آمده و فصاد باید شاخه اصلی را از فرعی تشخیص داده و اصل را بگشاید.

۲) عروق خلف عرقوب :

نام خاصی ندارد و پشت پاشنه واقع است و شاید شعبه ای از صافن است. عرقوب به معنی رباطی که پشت پاشنه قرار دارد (تاندون آشیل) می باشد. Posterior tibial vein

۳)       عرق النساء:

رگی است که از جانب خارج پا تا مچ آمده و بر پشت پای رفته و نشانه آن چند گره روی پاست که در بعضی مردم مانند کرم کمی پیچ خورده و حرکت سریع دارد.

فایده فصد آن: در بیماری سیاتیک ( بیماری عرق النساء) مفیدتر از فصد صافن و در بقیه بیماریهای مشابه صافن است.

روش فصد آن: با نوار بلندی کل ساق پا تا مچ را ببندند و مریض چند مرتبه بنشیند و برخیزد تا رگ ظاهر شود اگر قبل از فصد حمام رفته باشد برای ظاهر شدن رگ بهتر است. بعد از اینکه رگ ظاهر شد پا را روی آجری قرار داده و از طرف خارج مچ آن را به صورت طولی بگشایند و مواظب باشند به عصبی که در دو طرف آن واقع است آسیبی نرسد و اگر نزدیک مچ پا ظاهر نشود شاخه ای از آن که میان انگشت ۴و۵ است را بگشایند. صاحب ذخیره گفته که فصد شاخه آن که بین انگشت ۴ و ۵ قرار دارد بهتر است زیرا احتمال خطر کمتر است و اگر در اینجا ظاهر نشد نزدیک مچ فصد شود. شیخ در قانون در بحث درد مفاصل گفته که فایده فصد آن بین انگشت ۴و۵ کمتر از عرق النساء است و بعضی گفته اند که بیشتر از عرق النساء است لذا از این گفته ها چنین برمی آید که این رگ دیگری غیر از عرق النساء باشد.

۴)       مابض (Popliteal): در درون زانو قرار داشته و در آنجا دو عصب وجود دارد به نام مابضان چون بعضی درون زانو را مابض نامیده اند به این اسم نامیده می شود.

فایده فصد آن : فصد آن مثل فصد صافن بوده ولی در ادرار طمث ( هیپرمنوره) و دردهای مقعد و بواسیر مفیدتر از صافن بوده همچنین جهت درد احشا و کمر و رمد سودمند است. در امراض سوداوی و امراضی که در اثر حرکت مواد به سوی سر ایجاد شده اند مفید می باشد.

روش فصد آن: باید ساق و ران را بسته و چند قدم راه برود و بنشیند و برخیزد تا رگ خوب ظاهر شود. پس رگ را در طول بگشایند. علامه نوشته که بالای زانو را تا چهار انگشت محکم ببندند و مریض را بر پشت خوابانده و پاهای او را گرفته و رگ را پیدا کنند و شیخ الرئیس نیز چنین گفته است.

نکته:

ضعف بعد از فصد رگهای پا شدیدتر از فصد دست است چون فصد عروق پا مواد و روح را از قلب و اعضا رئیسه دورتر می کند.

 

نکات عملی مربوط به فصد :

۱٫ اگر بعد از فصد، محل فصد دچار تورم شد و ماده ورم سالم غیر فاسد ( غیرعفونی ) باشد باید هرچه زودتر طرف مقابل را فصد کرد تا ماده متوجه فصد جدید شود. اما اگر ماده فاسد ( عفونی ) باشد میل به طرف مقابل باعث فساد عضو دیگر شده و جایز نمی باشد بلکه لازم است فصد را دوباره از همان موضع یا نزدیکترین محل به آن باز کرد تا مواد فاسد خارج گردد. قریشی نقل کرده است که در سال ۶۵۰ هجری قمری مردم دمشق مبتلا به غلبه خون و امتلاء شدند که دست را فصد کردند و محل فصد دچار تورم همراه با گرمی و قرمزی شد، پزشکان آنجا دستور فصد دست دیگر دادند و هر که را فصد دوم کردند هفت روز بعد فوت شد و بعضی نیز تا بیست روز بعد مردند به همین دلیل بعد تورم باید حتما مشخص شود ماده ورم خون صالح است یا خون فاسد. همچنین استفاده از مرهمهای سرد مثل مرهم اسفیداج و غیره به دلیل احتمال عود و یا حرکت ماده به سوی احشا و اعضای شریفه ممنوع و منجر به مرگ می شود.

۲٫ کسی که اخلاط فاسد در بدن او زیاد بوده و فصد کرده است اگر به اندازه کافی خون نگیرد باعث تحریک مواد و ایجاد تب و فساد می گردد که درمان، تکرار فصد و اخراج خون به اندازه کافی است و در صورت وجود مانع، بر حسب غلبه خلط، استفراغ با قی یا تنقیه باید کرد.

۳٫ کسی که غلبه خون سوداوی دارد باید به فواصل کم فصد نماید زیرا خون سوداوی سرد و خشک بوده و باعث سنگینی بدن می شود هر چند به اندازه ناچیز باشد از این رو بعد از فصد، بدن سریع سبک می شود. باید در هر مرتبه خون، کم گرفته شود هر چند تغییر رنگ نداده باشد و سپس با مسهل سودا را دفع کنند و اگر چنین نکنند در سن میانسالی و پیری، دچار غلبه بلغم و امراض بلغمی نظیر سکته می شود زیرا که خروج خون سوداوی اگر چه در ابتدا باعث فرح و سبکی است ولی افراط در آن به دلیل از دست دادن رطوبت باعث افزایش سودا و مزاج سرد می گردد و هضم را ضعیف می کند و باعث می شود در سن پیری بیماریهای سرد ایجاد می شود.

۴٫ گاهی فصد به سبب تحریک اخلاط ساکن و ایجاد عفونت در اخلاط، باعث تب می گردد و تب باعث تحلیل رفتن عفونت خواهد شد مثلا در بدن کسی کمی خلط عفونی ساکن باشد که علامت ایجاد نکرده است بنا به ضرورت دیگری فصد شده و آن خلط به حرکت در آمده و تب ایجاد می گردد و تحریک طبیعت در ایام تب باعث از بین رفتن عفونت و ایمنی بدن از آن خلط فاسد می گردد.

۵٫ همه افراد حتی شخص سالم و صحیح المزاج باید بعد از فصد به دلیل جلوگیری از ضعف معده ناشی از فصد، غذاها و نوشیدنیهای مقوی و مناسب میل کنند.

۶٫ در کسانی که عادت به غش به دنبال فصد دارند باید قبل از فصد، آنها را فصد تثنیه کرد که از غش جلوگیری کند. چنانچه غش عارض گشت برای درمان در افراد سردمزاج از مشک، زعفران و عنبر خوشبوی گرم و در گرم مزاج از صندل و کافور استفاده می شود. همچنین اگر قی ایجاد شود نباید از آن منع کرد تا از بروز غش جلوگیری شود.

۷٫ هر گاه فصد رگ مخصوصی مدنظر باشد ولی به اشتباه رگ دیگری باز شود اگر نیاز به فصد خیلی شدید و ضروری نباشد نباید زخم دیگری ایجاد کرد بلکه باید محل زخم را به ملایمت بسته و ۱-۲ روز صبر کرده تا التیام یابد بعد از آن اگر هنوز نیاز به فصد وجود داشت می توان رگ مورد نظر را فصد کرد ولی کمی بالاتر از محل فصد اول، چون اگر زیر آن را گشایند ممکن است از محل فصد اول خون بیاید و متورم گردد. دلیل فاصله بین فصد اول و دوم و محکم نبستن، ترس از تورم است. بعد از فصد جهت جلوگیری از تورم، پانسمان را با گلاب یا آب سرد خیس کرده و روی موضع می گذارند و پانسمان چرب نباید گذاشت مگر در مورد تثنیه فصد که آن هم باید با نمک مخلوط باشد.

۸٫ باند (رباط) را ابتدا باید طوری بست که رگ کاملا پیدا شود و بعد از ایجاد شکاف شل تر کرده تا خون به راحتی خارج شود. همچنین باید طوری ببندند که پوست روی رگ حرکت نکند و بعد از شل کردن باند نیز پوست جابجا نگردد بلکه شکاف پوست و رگ در یک راستا باشند تا خون به راحتی خارج شده و زیر پوست نرود.

۹٫ در افراد لاغر ضعیف البدن، اگر باند محکم بسته شود باعث ایجاد خلاء در عروق و پنهان شدن رگ می گردد که در این افراد باید ملایمتر بسته شود و بعد از شکاف نیز شل تر گردد تا خون راحتتر خارج گردد بر عکس افراد چاق که محکم تر بسته شدن سبب پری و ظهور رگ می گردد.

۱۰٫ بعضی از فصادان به جهت اینکه درد فصد کاهش یابد باند را محکم بسته و مدتی نگه می دارند و بعد فصد می کنند که اگر آسیب جدی به موضع نرساند مشکلی ندارد.(بستن محکم و طولانی ممکن است باعث درد و ایسکمی و گانگرن اندام شود) و بعضی دیگر از فصادان جهت کاهش درد تیغ را چرب می کنند که این هر چند موجب کاهش درد است ولی باعث می شود زخم دیر التیام یابد.

۱۱٫ هر گاه رگ مورد نظر ظاهر نباشد ولی شعبه های آن ظاهر باشد باید که با دست از بالا به پائین (مثل مسح) محل رگ را مالیده تا خون در شاخه مورد نظر جریان یابد و آن را فصد کنند و در غیر اینصورت نباید فصد کرد.

۱۲٫ پانسمان بهتر است مثلث یا مربع شکل بوده و روی محل قرار گیرد ولی اگر هدف تثنیه فصد باشد باید پانسمان را مچاله کرده و روی محل گذاشته و با باند ببندند تا مانع از التیام زخم گردد. بهترین جنس پانسمان کتان است چون کتان طبع سرد و خشک دارد و سردی مانع ورود مواد (میکروب) و خشکی باعث سرعت التیام است.

۱۳٫ اگر هنگام فصد چربی جلوی شکاف قرار گیرد باید به آرامی کنار زده شود تا جلوی التیام زخم را نگیرد و قطع هم نشود زیرا احتمال عفونت زخم (باز ماندن محل زخم) است و اگر کنار نرود در این صورت فصد تثنیه نمی توان انجام داد.

۱۴٫ معمولا غش در حین خروج خون کمتر اتفاق می افتد بلکه بیشتر بعد از بند آمدن خون روی می دهد مگر اینکه در خونگیری افراط باشد و یا بخارات صفراوی زیاد بوده که با فصد تحریک شده و به قلب رسیده باعث غش گردد. کسی که قبل از فصد از ترس، بیهوش می شود علامت رقت روح و ضعف قلب بوده و حتی المقدور نباید فصد شود. کسی که با دیدن خون خود و یا دیگری بدون ترس غش می کند علامت ضعف مغز یا خیالات سوداوی فاسد می باشد.

سؤال : چرا غش بعد از بند آمدن خون بیشتر رخ می دهد؟

چون طبیعت و روح هنگام خروج خون به خارج حرکت کرده و متوجه التیام موضع فصد می باشد غش کمتر رخ می دهد ولی بعد از بند آمدن خون دوباره به قلب بر می گردد و چون تحلیل رفته و از مقدار آن کم شده به ناچار از حواس ظاهری دور گشته و در قلب جمع می شود تا استراحت کرده و روح تازه تولید یابد که بتواند به امور ظاهری و باطنی بپردازد.

هرگاه در تبهای مطبقه و ابتدای سکته و خناق و ورمهای بزرگ مهلک و دردهای شدید فصد کرده و قبل از اینکه به حد نیاز خون گرفته شود غش ایجاد گردد نباید ترسید بلکه باید بیمار را به هوش آورده و دوباره تا حد مورد نیاز خون گرفت البته در صورتیکه مریض نیروی بدنی قوی داشته باشد و اگر ضعیف باشد سریع بند آورده و دوباره باز نکنند.

شریانهای قابل فصد:

تا حد امکان باید از فصد شریانها جلوگیری کرد زیرا:

  1. شریان ضربان و جهندگی دارند پس احتمال عدم التیام و خونریزی وجود دارد.
  2. در شریان روح بیشتر از خون وجود دارد پس ضعف در اثر خروج خون شریانی بیشتر است.
  3. به دلیل اتصال بیشتر شریان با قلب، روح حیوانی در آن بیشتر بوده و احتمال ضعف قلب بیشتر است.
  4. شریان دیر التیام می یابد پس ممکن است پوست روی آن ترمیم یافته و خون به زیر جلد رفته و باعث ابورسما شود مگر در صورتیکه فصد ضیق باشد و مانع از التیام سریع پوست شوند.
  5. بیماریهایی که محتاج به فصد شریان باشند کمتر روی می دهند.

شریانهای قابل فصد سر:

  1. شریانهای بنا گوش(zygomatico orbital artery): در هر طرف سر یک شریان وجود دارد و می توان آنها را سل، بتر و گاهی کی گذاشت. مقصود از همه آنه جلوگیری از نزول ماده لطیف به سوی چشم و ایجاد بیماریهای چشمی است.

نکته:

فصد راحتتر از کی و کی راحتتر از بتر و بتر راحتتر از سل می باشد.

  1. شریانهای پشت گوش:(occipital branch of posterior auricular a.)  در هر طرف دو شریان وجود دارد.

شریانهای قابل فصد در دست:

  1. در پشت دست راست بین انگشت سبابه و اشاره شریانی واقع است که فصد آن جهت دردهای مزمن کبد و دیافراگم بسیار عجیب الاثر می باشد. نقل است که جالینوس به درد کبد دچار بود و خواب دید که او را به فصد این شریان دستور دادند چون بیدار شد و آن را انجام داد درد وی برطرف شد.
  2. شریانی مایلتر از شریان اول که به سوی کف دست میل می کند. (فایده فصد و بتر آن یکسان است.)

نکته:

فصد شریانهایی که نزدیک قلب هستند به جهت ضربان قلب دیر التیام می یابد ولی در شریانهای دور از قلب جای نگرانی نمی باشد.

 

بتر: در لغت به معنی قطع عرضی در عصب یا عروق است.

روش انجام بتر:

پوست بالای شریان را به صورت طولی شکافته تا شریان ظاهر گردد و با صناره[۱۱] از زیر شریان رفته و آن را بالا کشیده و از دو طرف شریان، به فاصله سه انگشت با نخ ابریشمی محکمی می بندند و از وسط، آن را با قیچی تیزی بریده و داروهای بند آورنده خون بر آن می پاشند. در بعضی کتب آورده اند که بعد از بتر کی نمایند که شاید منظور این باشد که بعد از قطع شریان با قیچی، هر دو سر آن را داغ نمایند تا از باز شدن رگ و خونریزی جلوگیری گردد.

سل:

در سل مثل بتر، پوست را بریده و شریان را پیدا می کنند و می بینند که نازک است یا کلفت؟ اگر نازک بود با صناره آن را برداشته و از دو طرف به اندازه سه انگشت بسته قطع نمایند. سپس داروهای بند آورنده خون مثل پشم خرگوش و دواءالکندر بر آن بپاشند و با مرهم های التیام بخش جراحت را ببندند. اگر شریان کلفت بود اول آن را فصد کرده و خون از آن بگیرند. سپس دو طرف آن را با نخ ابریشم به فاصله سه انگشت بسته و از وسط قطع نمایند و زود داروهای بندآورنده خون بر آن بپاشند. بعضی سل را مختص به این دانسته اند که شریان را با سلاله[۱۲] منقطع نمایند.

طبری حکایت می کند که خلق بسیاری را دیدم که سل، برایشان انجام شد و دچار ضعف بینایی و اختلال در حرکات چشم و دوبینی شدند و نیز نوشته شخصی را دیدم که سل شریان نمودند و آب دهان وی جاری گشت. پس غیر از وجود ضرورت شدید نباید سل کرد و در این صورت نیز بهتر است بعد از بستن محکم و قطع شریان، موضع را داغ گذارند و بعد تنقیه نمایند تا خونریزی و یا ابورسما[۱۳] ایجاد نشود.

 

کتابهای تخصصی فصد:

  • رساله ای در طریقه فصد و اوقات آن- مبشر بن فاتک، ابو الوفا
  • کتاب فصد – ابو ماهر موسی بن یوسف بن سیار (طبیب ایرانی عصر آل بویه)
  • مقاله در فصد – ابن یوسف بن سیار شیرازی مکنی به ابوماهر
  • کتاب فصد و حجامت – یوحنا بن ماسویه مکنی به ابو زکریا
  • کتاب الفصد – جالینوس
  • کتاب الفصد – قسطا
  • فی الفصد – اثر محمد بن زکریای رازی

[۱] اگر خون در عروق مغزی کثرت و تغییر یابد رعاف، صرع دموی و یا سکته و مالیخولیا و قرانیطس و رمد و … می شود. اگر در عروق حنجره و حلق و فم زبان غلبه یابد و یا تغییر کند خناق و ورم زبان و لثه و قلاع (آفت ) و … و اگر در عروق سینه و ریه باشد تغییر آن نفث الدم و قروح ریه و اورام حجب و … عارض گردد و اگر در کبد و آلات بول (دستگاه ادراری) باشد بول الدم (ادرار خونی) و اورام و قروح آن اعضا و … و اگر در حوالی ورک (لگن) و پا و مفاصل باشد عرق النساء و نقرس و درد مفاصل حادث می گردد و همچنین در سایر اعضا باطنیه و ظاهریه نیز اورام و دمامیل و خراجات و جروح و جرب و قوبا (کریون) و غیر آن و اورام باطنیه می تواند ایجاد کند.

[۲] این بیماری مانند صرع ولی بدون خروج کف از دهان می باشد، بیهوشی در آن کامل بوده و بیمار چیزی نمی شنود و هر ماهه هنگام پریود اتفاق می افتد.

[۳] خون غذای بدن، بدل ما یتحلل، مرکب حرارت غریزی بوده حامل حرارت و گرمی و تری به اعضا و شادابی بدن به خصوص پوست می گردد و نرسیدن آن به قلب موجب مرگ خواهد شد.

[۴] تقلیل غذا موجب گرمی بدن می شود به شرطی که خون در بدن شخص کثیر باشد و الا باعث ایجاد سردی می گردد لذا حکیم جرجانی آن را قبول داشته ولی کافی نمی داند.

[۵] علامت ذکاء حس فم معده :به دنبال خوردن غذاهایی مثل سرکه دچار سوزش سر دل می شوند.

[۶] علامت ضعف فم معده :تشدید درد در فم معده به هنگام تناول غذاهای مذکور

[۷] علامت افزایش صفرا در فم معده : قی (استفراغ) صفراوی و تلخی دهان.

[۸] قولنج درد شدیدی است در روده ها همراه با عدم دفع مدفوع که به صورت کامل یا نسبی ایجاد می شود. نوع غیر ورمی آن انسدادی و نوع ورمی آن ایلئوس نامیده می شود. اگر درد شکم همراه با نبض باشد نشانه قولنج ورمی است.

[۹] شکی نیست که قبل از ماه چهارم و بعد از ماه هفتم پیوستگی جنین با رحم ضعیف می باشد قبل از ماه چهارم هنوز جنین در رحم ثابت نشده و عروق رابط جفتی مستحکم نگشته و بعد از ماه هفتم نیز به جهت اینکه جنین وزن گرفته و سنگین شده و عروق و شطایای آن به تدریج ضعیف می گردند. جالینوس در این مورد گفته که حال جنین قبل از ماه چهارم مانند میوه نو رسیده است و بعد از ماه هفتم مانند میوه رسیده پخته و رسیده است که در این دو حال اتصال میوه به شاخه محکم نبوده و با کمترین حرکتی جدا شده و می افتد.

 

[۱۰] در قانون نوع برش آن ورید را مورب و در پهنا دانسته است.

[۱۱] میل مدور املسی که سر آن گود می باشد.

[۱۲] سلاله میل آهنی صافی است که

[۱۳] اگر شریان زیر پوست در اثر ضربه یا … بشکافد و خون و روحی که در شریان است زیر پوست جمع شود و رنگ آن کبود و بادنجانی است و هنگام انبساط شریان ورم خوابیده و هنگام انقباض بر می گردد.

 




تاريخ : سه‌شنبه 14 مهر 1394
| 20:14 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)

 ميانگين  رابطه زناشویی براي مردان عادي و نرمال حدود 3/7 دقيقه است.5/2 در صد از مردان نمي توانند رابطه

زناشويي شانرا بيش از 90 ثانيه حفظ كنند و  به سرعت دچار انزال مي شوندو به  احتمال زياد مي توان اين افراد

را مبتلا به اختلال انزال زودرسدانست.

 

علل انزال زودرس

استرس و مشکلات روحی روانی

خودارضایی

ارثی

 

دانلود کلیپ درمان زودانرالی در ظب سنتی ار نظر دکتر ضیائی

 

 

درمان و رهایی از زود انزالی

 

از ساده ترین روش ها و بهترین درمان‌ها روش تحریک و توقف است. هنگام نزدیک شدن به انزال دست نگه میدارید و

دوباره ادامهمیدهید.

 

روش اسان دیگر عضلات ناحیه پایین شکم و کف لگن را به صورت پشت سر هم منقبض و سپس شل کن در دراز مدت موثر است.

 

 

 

 

 

درمان انزال زودرس

ساده ترین تعریف زود انزالی اینه که شما زود تر از همسرتون 

ارضا میشید و مشکلات روحی روانی رو بری زوجین به وجود 

میاره...

درمان ظبیعیش اینه که دفعات رابظه رو بیشتر کنید که موثره

یه راه هم هست که هنگام نزدیک شدن به انزال مکث کنید  و

با فاصله ادامه بدبد که در ظول زمان موثره.....

سردی هم میتونه علت باشه

دارو استفاده نکنید بهتره ولی در صورت نیاز گیاهی استفاده

کنید.

 

 توضیحات و خرید

 

 




تاريخ : شنبه 17 مرداد 1394
| 16:07 | نویسنده : دکتر یونس جبله | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب قالب وبلاگ
  • وب ضلع غربی
  • وب پست بای
  • وب زرپاتوق